جمعه, ۰۴ ذیقعده ۱۴۴۶هـ| ۲۰۲۵/۰۵/۰۲م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

منفور‌ترین مردم نزد الله سبحانه وتعالی چه کسانی هستند؟

(ترجمه)

از عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«أبغض الناس إلى الله ثلاثة ملحد في الحرم ومبتغ في الإسلام سنة الجاهلية ومطلب دم امرئ بغير حق ليهريق دمه». (رواه البخاری)

ترجمه: منفورترین مردم نزد الله (سبحانه وتعالی) سه تن هستند:  ملحد در حرم، کسی‌که در اسلام به دنبال زنده کردن سنت جاهلیت است و‌ کسی‌که در پی دیگری است تا به ناحق خونش را بریزد.

این حدیث شریف درباره مبغوض‌ترین افراد در نزد الله سخن می‌گوید. اولین آنان کسی است که در مسجد الحرام دست به الحاد می‌زند؛ یعنی کسی‌که بر بندگان الله سبحانه وتعالی جور و ستم می‌کند و بعد از آن‌که حق را می‌شناسد آشکارا از الله سبحانه وتعالی نافرمانی نماید. این افراد به قدری در دین اسلام علم و آگاهی دارند که اگر دربارۀ موضوعی از آنان سوال بپرسی حتماً پاسخ می‌دهند. می‌دانند که الله سبحانه وتعالی به چه چیزی دستور داده و از چه چیزی نهی فرموده است و می‌دانند که چه اعمالی باعث خوشنودی الله سبحانه وتعالی شده و چه اعمالی الله را ناراضی می‌سازند با این وجود بازهم به نافرمانی الله سبحانه وتعالی افتخار نموده، شریعتش را انکار می‌کنند و به کفر، اهل کفر و راه شیطان نزدیکی می‌جویند، آن‌گاه به تغییر و تحریف شریعت الله سبحانه وتعالی پرداخته، قانون جنگل یا قانون کفر را جایگزین آن می‌کنند؛ گویا نمی‌دانند که الله سبحانه وتعالی مهلت می‌دهد؛ اما فراموش نمی‌کند و عذاب الله سبحانه وتعالی در دنیا و یا در آخرت آنان را فرا می‌گیرد. در این زمانه چنین افرادی چقدر فراوان است.

موضوع دیگری که در این حدیث شریف به آن اشاره شده و الله سبحانه وتعالی از این عمل و اهل آن بیزار است، اینست که شخصی به نزد علمای آگاه، مخلص و هدایت شده آمده و بخواهد آنان را به دوران جاهلیت بازگرداند، دورانی‌که هدف مردم آن در زندگی فقط لذت بردن و منفعت جستن از مخلوقات الله سبحانه وتعالی بوده، بدون این‌که کدام قانون محاسبه یا پیگردی وجود داشته باشد. این اشخاص تلاش دارند که بندگان الله سبحانه وتعالی را به دوران پیش از اسلام بازگردانند؛ زیرا بخاطر هدایتی‌که شامل حال مسلمانان شده است، از آنان متنفر هستند و از زمان بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم تا کنون این‌چنین افرادی وجود داشته است. ما کسانی را می‌بینیم که مسلمانان را به اعمالی دعوت می‌کنند که قلب را به لرزه انداخته و عقل سلیم از انجام دادن آن اعمال امتناع می‌ورزند و از مسلمانان می‌خواهند که پیروان این اعمال را پذیرفته و در مقابل مخالفان آن موقف بگیرند. پس الله سبحانه وتعالی حق دارد از آن‌ها متنفر باشد و عذابی را که مستحق آن هستند در ازای فسادی‌که در حق بشریت و انسانیت انجام داده اند، بر آنان مسلط کند.

آخرین مطلبی‌که حدیث شریف به آن اشاره نموده فقط از جانب کسانی‌که بیماری روانی و مشکل ذهنی دارند، صادر می‌شود. پس آن‌ها را می‌بینی که سعی دارند به ناحق خون یک انسان را بریزند و تلاش می‌کنند بدون هیچ انگیزه شرعی و فقط برای اشباع خواهشات بیمارگونه خود و بخاطر کینه‌ای که نسبت به بشریت دارند، خون انسان‌ها را به ناحق بریزند. بنابراین، می‌بینی که آن‌ها از کشته شدن، ظلم و ستم بالای مخلوقات الله لذت می‌برند و از  مصیبت‌هایی‌که بر سر دیگران می‌آید، بهره‌ می‌برند و در صدد افزایش آن‌ها هستند. الله سبحانه وتعالی از این گروه بیزاری جسته و عذاب دردناکی در دنیا و آخرت برای‌شان وعده داده است.

ما مسلمانان باید با تمام توان در مقابل این افراد ایستاد‌گی کنیم و به اعمال شوم‌ آنان خاتمه دهیم، تا عذابی را که الله سبحانه وتعالی در دنیا برای آنان وعده داده است، زودتر بر آنان بچشانیم؛ این‌گونه به رضایت الله سبحانه وتعالی دست یافته و وظیفه خویش را انجام داده‌ایم.

از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم، زود‌تر گشایشی را در دستان ما قرار دهد که به اعمال شوم این افراد خاتمه دهیم، امور را به صاحبان‌شان بازگردانیم، شریعت الله سبحانه وتعالی را در میان مردم تطبیق کنیم و بدین وسیله محبت الله سبحانه وتعالی را کسب کنیم.

مترجم: حسین سلحشور

ادامه مطلب...

آيا می دانيد مفلس کيست؟

(ترجمه)

امام احمد حنبل در مسند خود از ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«هَلْ تَدْرُونَ مَنْ الْمُفْلِسُ" قَالُوا الْمُفْلِسُ فِينَا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ قَالَ "إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي مَنْ يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصِيَامٍ وَصَلَاةٍ وَزَكَاةٍ وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ عِرْضَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَكَلَ مَالَ هَذَا فَيُقْعَدُ فَيَقْتَصُّ هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يَقْضِيَ مَا عَلَيْهِ مِنْ الْخَطَايَا أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ»

ترجمه: آيا می‌دانيد مفلس کيست؟ گفتند: مفلس در میان ما کسی است که درهم و کالایی (ثروتِ نقدی و غيرنقدی) ندارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مفلس در امت من کسی است که روز قيامت با انبوهی از (اعمال نيک، مانند) نماز و روزه و زکات حاضر می‌شود؛ ولی درحالی می‌آید که فلانی را دشنام داده و به آن يکی تهمت زده و مالِ اين را خورده و خونِ آن يکی را ريخته و فلانی را زده است. لذا از نيکی‌هايش به هريک از اين‌ها داده می‌شود؛ و اگر نيکی‌هايش پيش از ادای حقوقی که بر گردن دارد، تمام شود، از بدی‌های آنان گرفته می‌شود و به حسابِ او منظور می‌شود و سپس او را در آتشِ دوزخ می اندازند.

این حدیث از جمله احادیث مهمی شمرده می‌شود که باید معنا و مفهوم آن درک شود. برخی از مردم، با وجود انجام اعمالی مانند نماز، روزه و زکات مفلس هستند؛ زیرا یکی را دشنام داده و به دیگری تهمت زده، مالِ اين را خورده و خونِ آن را ريخته و فلانی را زده است.

مفلس بودن او بخاطر این است که از اعمال نیکویش که سرمایه وی محسوب می‌شود گرفته شده و به کسانی داده می‌شود که آنان را دشنام‌داده و لت و کوب کرده است. سپش اگر نيکی‌هايش پيش از ادای حقوق دیگران تمام شود، از بدی‌های آنان گرفته شده و به حسابِ او منظور می‌شود و سپس او را در آتش دوزخ می‌اندازند.

وقتی پیامبر صلی‌الله علیه وسلم از اصحاب خویش پرسیدند: «أتدرون من المفلس؟؛ آیا می‌دانید مفلس چه کسی است؟». در این جمله از کلمهٔ "أتدرون" استفاده نمودند که از کلمه "درایة" گرفته شده است و درایة به معنای علم به امور باطنی می‌باشد؛ پس در این‌جا منظور از "أتدرون" به معنای "أتعلمون" است؛ یعنی آیا می‌دانید مفلس حقیقی کیست؟ این جمله، سخن سیدنا علی کرم الله وجهه را تأیید می‌کند که فرمودند: «الغنى والفقر بعد العرض على الله؛ آن گاه كه اعمال[در قيامت]  به پيش‌گاه الله سبحانه وتعالی عرضه گردد، معلوم می‌شود که چه کسی ثروتمند و چه کسی فقیر است.»

وقتی‌که این سؤال از صحابه رضی‌الله عنهم پرسیده شد، آن‌ها بر اساس تجربیات خودشان پاسخ دادند: مفلس در میان ما، کسی است که هیچ درهم و دینار و هیچ مالی ندارد. معنای مفلس در نظر اصحاب رضی الله عنهم چنین بود؛ اما رسول الله صلی‌الله علیه وسلم در حدیثی‌که گذشت، در جواب اصحاب رضی‌الله عنهم فرمودند: نخیر، بلکه مفلس در امت من کسی است که روز قيامت با انبوهی از (اعمال نيک، مانند) نماز و روزه و زکات حاضر می شود...

ولی... جملۀ (أتَدْرُونَ مَنْ الْمُفْلِسُ؟)، قول سیدنا حضرت عمر رضی‌الله عنه را تایید می‌کند که فرمودند:

«من شاء صام ومن شاء صلى لكنها الاستقامة، لأن الصلاة والصوم والحج والزكاة هذه عبادات قد يفعلها الإنسان وفي نفسه إخلاص لها، وقد يفعلها نفاقاً، لكن مركز الثقل هو أن ينضبط على أمر الله»

ترجمه: هر کس می‌خواهد روزه بگیرد و هرکس می‌خواهد نماز بخواند؛ اما مهم اینست که ثابت قدم باشد؛ زیرا نماز و روزه و حج و زکات از جمله عباداتی هستند که انسان می‌تواند آن را از روی اخلاص انجام دهد یا از روی نفاق؛ اما مهم‌ترین مسئله اینست که انسان به دستورات الله سبحانه وتعالی پایبند و منضبط باشد.

از الله سبحانه وتعالی می‌خواهیم که ما را بر حق ثابت قدم گرداند، ما را از بندگان پرهیزگار خود قرار دهد، گناهان ما را به اعمال صالح تبدیل نموده و ما را در روز قیامت خجل و رسوا نکند! اللهم آمین!

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

ادامه مطلب...

بعد از امتحان و غربال‌گری چه اتفاقی می‌افتد؟

(ترجمه)

عبدالله بن عمرو بن عاص رضی‌الله عنه از رسول الله صلی‌الله علیه وسلم روایت می‌کند که فرمودند:

«يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ زَمَانٌ يُغَرْبَلُ النَّاسُ فِيهِ غَرْبَلَةً، تَبْقَى حُثَالَةٌ مِنَ النَّاسِ، قَدْ مَرِجَتْ عُهُودُهُمْ وَأَمَانَاتُهُمْ وَاخْتَلَفُوا، فَكَانُوا هَكَذَا وَشَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ» (رواه ابوداود/3840)

ترجمه: به زودی زمانی فرا خواهد رسید که مردم غربال می‌شوند و انسان‌های کم ارزش می‌مانند که عهد و پیمان‌های‌شان باهم آمیخته شده و دچار اختلاف شده‌اند (پیامبر الله انگشتانش را در هم فرو برد) و فرمودند مانند این انگشتان.

در شرح ابوداود از شیخ عبد المحسن بن حمد العَبّاد آمده است: «يُغَرْبَلُ النَّاسُ فِيهِ غَرْبَلَةً» یعنی مردم امتحان و آزمایش می‌شوند تا افراد نیکوکار از بدکار متمایز و جدا شود و انسان‌های کم ارزش و فرومایه مانند کاه و پوستی که هنگام غربال کردن گندم و آرد در غربال می‌ماند باقی خواهند ماند، مواد خالص فرو می‌ریزد و پوست‌های آن‌ها که وارد سوراخ‌های غربال نمی‌شوند، باقی می‌مانند. بنابراین، کسانی‌که باقی می‌مانند همان ناخالصی و پوست‌های گندم هستند که وارد سوراخ‌های غربال نشده و هیچ خیری در آنان نیست.

این تشبیه را کسی کرده که از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید و وضعیت امت امروزی را به طور خلاصه بیان می‌دارد. گویا رسول الله صلی‌الله علیه وسلم درباره شام و اتفاقاتی‌که در آن‌جا رخ می‌دهد و درباره عراق، مصر، یمن، سودان و دیگر بلادمسلمین که ناله‌ها و فریادهای مردم به سوی پروردگارشان بلند می‌شود، سخن می‌گوید؛ جایی‌که امت در غربال ابتلا و آزمایش غربال گردیده و نسبت به دین خویش امتحان و آزمایش می‌شود تا چهره اصلی مدعیان ایمان که از دین به نفع خویش سوءاستفاده نموده و آن را منبع درآمد خود قرار داده‌اند افشاء و نمایان گردد و هویت واقعی تمام منافقان چرب زبان فاش و برملا شود؛ مانند کف روی آب که از بین می‌رود و آنچه که برای مردم منفعت و فایده دارد، باقی می‌ماند.

بلی، امروز واقعیت اینست که امت مورد امتحان و آزمایش قرار گرفته تا از هرگونه عیب و نقص پاک شده و آلودگی‌ها و ناپاکی‌هایش از آن خارج شود تا گروهی پاک و خالص باقی بماند و آن‌گاه نصرت و پیروزی الله سبحانه وتعالی بر آن‌ها نازل خواهد شد؛ زیرا نصرت و پیروزی الله سبحانه وتعالی شامل حال پاکان و پرهیزگاران می‌شود. پس ای آل محمد صلی‌الله علیه وسلم صبر پیشه کنید؛ زیرا وعدۀ نصرت و خلافت برای شما داده شده است.

پروردگارا! خلافت راشده بر منهج نبوت را بر ما عنایت فرما تا به وسیلهٔ آن مشکلات و دشواری‌های مسلمانان بهبود یافته و حل شود و بلاها و مصیبت‌ها از آنان برطرف گردد! پروردگارا! زمین را با نور وجه کریمت منور گردان! اللهم آمین آمین!

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

ادامه مطلب...

حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان عید سعید اضحی را به تمام مسلمانان تبریک عرض نموده و وحدت مراسم دینی را اصل شرعی می‌داند Featured

اَلَلّهُ اَكْبَرُ اللَّهُ اَكْبَرُ ، لَاإِلَهَ إِلَا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ، اَللّهُ اَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان فرارسیدن عید سعید اضحی را به همه‌ای مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌دارد. ضمناً به بارگاه الله سبحانه وتعالی مخلصانه دعا می‌کنیم که طاعات، عبادات، مبارزات و قربانی‌های همه‌ مسلمانان را به رحمت خود قبول نموده و حج شان را مبرور گرداند.

عید نمادی از خوشی، سرور و وحدت در میان مسلمانان جهان است. متأسفانه امسال عید اضحی در سرزمین‌های مختلف در روزهای متفاوت تجلیل می‌شود. چنان‌که نظام حاکم در افغانستان روز یک‌شنبه را عرفه و روز دوشنبه را اول عید اعلام کرده، در حالی‌که در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی دیگر مبنی بر شهادت مسلمانان روز شنبه عرفه و یک‌شنبه اول عید قربان خواهد بود.

اختلاف در مراسم دینی فتنه‌ی عظیم بوده که مردم مسلمان افغانستان را در انجام تکالیف شرعی شان در حالت سردرگُمی قرار داده است. در حالی‌که بسیاری از مقامات نظام حاکم در مراسم حج حضور دارند، و خود شان نیز از وقوف حجاج در سرزمین عرفات و عرفه بودن آن روز آگاه هستند. حالا سوال این‌جاست که این مقامات نظر به فتوای خودشان عرفه و عید را تجلیل می‌کنند یا براساس مراسم حج؟! متأسفانه نظام حاکم با تأخیر یک روزه در اعلام عید، مغایر با شهادت سایر مسلمانان عمل می‌کند و این اقدام، نوعی بی‌اعتنایی و تفرقه‌افکنی در میان امت اسلامی پنداشته می‌شود. چنان‌که در عید فطر امسال نیز چنین بی‌دقتی و پراکندگی صورت گرفته بود که بعداً اصلاح گردید.

مراسم دینی موارد بسیار حساس هستند و نباید میدان رقابت دولت‌های ملی قرار گیرند. اصل شرعی نیز بر وحدت مراسم دینی در میان مسلمانان تأکید دارد. چنانچه رسول ‌الله صلی‌الله علیه‌و‌سلم واضح نموده است که رؤیت هلال ماه توسط هر مسلمان در هر جایی از دنیا، شرعاً مسلمانان را در سر‌زمین‌های ‌دیگر ملزم می‌گرداند تا مطابق به آن مناسبت‌های دینی خویش را تنظیم نمایند. در این مورد هیچ مسلمانی بر مسلمانِ دیگر و هیچ سر‌زمینی بر سرزمین دیگر برتری ندارد. به‌خصوص در عصر حاضر که در کمترین ثانیه‌ها خبر این شهادت به تمام مردم دنیا می‌رسد. اگر بعضی فتاوی قدیم در این مورد نیز وجود دارد، بدلیل واقعیت آن عصر و دوری مناطق از یکدیگر، در آن زمان قابل اعتبار بود. اما امروزه بدلیل تغییر واقعیت، آن فتاوی مشروعیت خود را از دست داده و نمی‌توان بر آن استدلال کرد. اصل شرعی در فقه حنفی نیز، شهادت دو مسلمان عادل را برای رؤیت هلال ماه جهت آغاز یا اختتام مناسبت‌های دینی کافی دانسته است که این امر بر تأکید مذاهب فقهی بر وحدت و اجتناب از تفرقه دلالت دارد.

بدون شک این از رحمت الله سبحانه وتعالی است که مسلمانان را امت واحد قرار داده و خواسته است که امت مسلمه در انجام شعائر دینی مانند: حج، روزه، جهاد، اعیاد و سایر احکام شرعی تقویم واحد داشته و متمایز از سایر ملل جهان باشند. طوری‌که احکام شرعی همه‌ای مسلمانان را مخاطب قرار داده است، نه یک ملت خاص و نه هم سرزمین خاص را.

در واقع آن‌چه مانع تطبیق احکام شرعی و وحدت مراسم دینی در میان امت گردیده، موجودیت مرزهای دولت ـ ملت، بی‌اعتمادی مسلمانان نسبت به یکدیگر و رقابت‌های قدرت می‌باشد. این عوامل نه‌ تنها که خوشی‌های امت را تقسیم نموده، غم‌های امت را نیز از یکدیگر بیگانه ساخته است. امروز سیاست‌های ملی، امت را آ‌ن‌قدر از خود بیگانه ساخته که حتی نمی‌داند در سودان چه جنایت جریان دارد، در کشمیر کی‌ها کشته می‌شوند و همین‌گونه قضیه‌ی غزه صرف یک قضیه داخلی برای خود فلسطینی‌ها پنداشته می‌شود. بسیاری‌ها از اثر چنین سیاست‌ غیرشرعی فکر می‌کنند ترکستان شرقی جزء قلمروی مشروع چین است.

بلی، عید اضحی ما را به یاد حضرت ابراهیم «علیه السلام» می‌اندازد؛ نماد فداکاری، توکُل و الگوی الولاء والبراء. بناءً اگر غزه دور است تاجیکستان که نزدیک با افغانستان است؛ آن‌جا فرامین ضد حجاب صادر می‌شود و خواهران مسلمان ما «وا معتصما» صدا می‌زنند؛ اما حُکام بنا بر مصلحت‌های سیاسی خاموش اند.

بناءً واجب است تا مسلمانان برای وحدت فکری، سیاسی و جغرافیایی زیر چتر دولت واحد خلافت راشده ثانی تلاش و مبارزه نمایند تا از شرّ چنین فتنه‌ها، سردرگُمی‌ها و تفرقه نجات پیدا کرده و روزهای خوشی و سرور مسلمانان از اندونیزیا تا مراکش واحد و مشترک باشد و یقیناً که یکی از روزهای بزرگ خوشی برای مؤمنان روزی‌ست که نصرت الله سبحانه وتعالی نازل شود و خلافت راشده ثانی قایم گردد.

وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ ۚ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (الروم، 4-5)

و در آن روز مؤمنان از نصرت الله متعال شاد مى‌گردند. هر كه را بخواهد نصرت مى‌كند، و اوست شكست‌ناپذير مهربان.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

قتل عام در تل سلطان؛ همدستی حکام و خیانت لشکریان!

(ترجمه)

خبر:

ارتش رژیم جنایتکار یهودی در تل سلطان، شمال غربی رفح در بین خیمه‌های آوارگان حمله وحشیانه‌ی انجام داد و ده‌ها شهید برجا ماند.

تبصره:

تا زمانی‌که دولت واقعی به امور مردم رسیدگی نکند، از آنان دفاع و از مظلومان و مستضعفان حمایت نداشته باشد، خون پاک مسلمانان جاری خواهد بود و جان‌ها به ناحق از بین خواهد رفت.

ماه‌ها از وقوع طوفان الأقصی می‌گذرد، هزاران قتل عام صورت گرفت، صدها خانواده نام‌شان از ثبت احوال نفوس پاک گردید و ده‌ها هزار شهید و مجروح شدند، انواع سلاح‌ها استفاده شد و مردم بی‌دفاع با آن بمب‌ها بمباران شدند و انواع عذاب‌ها را تجربه کردند، اما این امت تسلیم نمی‌شوند، بلکه با سختی‌ها معجزه می‌کنند و به قهرمانی‌ها می‌پردازند و در تاریخ نمونه هستند! هم‌چنان مردم غزه نمونه‌ای از پایداری و ثبات هستند.

موقف حاکمان «مزدوران غرب» نفرت‌انگیز است، پوسیدگی و بوی تعفن آن‌ها همه جا را فرا گرفته و هیچ‌کس از خیانت آشکار آن‌ها به خون مسلمانان در امان نمانده است و غزه خیانت‌های آشکار‌شان را علیه خون مسلمانان و قضایایی‌شان افشا ساخت.

اما در مورد لشکریان مسلمانان این پرسش مطرح می‌شود که چند قتل عام دیگر تکرار شود تا این لشکرها از خواب غفلت بیدار شوند؟ آیا ممکن است بین رفح و مصری که چند متری از هم فاصله ندارند و لشکری با این همه امکانات نظامی و مقام بلند در سطح جهان چنین حالتی وجود داشته باشد و برادران ما در غزه چنان سوزانده و شکنجه شوند که گویی در سیاره دیگری زندگی می‌کنند؟

بناءً ارتش‌ها برای رقص‌های نمایشی و تشریفات نیستند؛ بلکه ارتش‌ها حافظ امت و قلعه غیر قابل نفوذ آن است. اسلام به وسیله ارتش‌ها شهرها و قاره‌ها را فتح می‌کند؛ پس الله سبحانه وتعالی به وسیله شما یا دیگران این دین را پیروز می‌گرداند و غم و اندوه را از این امت بر طرف می‌کند، إن شاء الله! قبل از گذشت زمان به عظمت موضوع پی ببرید و از کاری‌که کردید پشیمان خواهید شد! یا در راه حق خواهید بود و در کنار امت خود می‌ایستید و از اسلام و مسلمین حمایت کی‎کنید و یا نوکر غرب و پیروان آن خواهید بود؛ پس از انصار باطل خواهید بود.

وعده الله سبحانه وتعالی حق است و نصرت اسلام حق است و بازگشت خلافت راشده بر منهج نبوت حق است! هرکه آن را بخواهد می‌خواهد و هر که آن را امتناع کند، تسکین ناراحتی او نزدیکی ظهور دوباره خلافت خواهد بود.

نویسنده: المهندسه زینب بنرحومه

مترجم: پارسا امیدی

تاریخ: 2 جون 2024

ادامه مطلب...

عمل انسان آینۀ وست، نه گفتارش!

(ترجمه)

خبر:

رؤسای جمهور، معاونان رئیس‌جمهور، وزیران، رؤسای پارلمان و نمایندگان ویژۀ چندین کشور در مراسم تشییع جنازه ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران و حسین امیر عبداللهیان، وزیر خارجه این کشور که در حادثه سقوط بالگرد جان خود را از دست دادند، در مرکز همایش‌های بین‌المللی تهران حضور یافتند. محمد مخبر،  رئیس‌جمهور موقت ایران و علی باقری، سرپرست وزارت خارجه میزبان مراسم عزاداری در پایتخت بودند.

تبصره:

بدون شک، اگر کسی بخواهد درباره شخصیت یک انسان اطلاعاتی کسب کند باید به اعمال آن شخص نگاه کند؛ نه به گفته‌هایش؛ زیرا علی‌الرغم این‌که کلمات در شکل‌گیری شخصیت آن فرد نقش دارند؛ اما انعکاس آن کلمات در رفتار اوست که حایز اهمیت است؛ ورنه کلمات هیچ ارزشی ندارند. حقیقت اینست که الله سبحانه وتعالی این مطلب را به وضوح در سورهٔ  "صف" بیان کرده است:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفعَلُونَ ﴿۲﴾ كَبُرَ مَقتًا عِندَ ٱللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفعَلُونَ﴾

ترجمه: ای مؤمنان! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟ نزد الله بسیار زشت و ناپسند است؛ سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!

این دقیقاً وضعیت حکام ایران و سایر حکام سرزمین‌های مسلمانان است. ایرانی‌که میلیون‌ها انسان آن را نماینده اسلام می‌پندارند، در واقع در کشتار میلیون‌ها مسلمانِ افغانستان، سوریه، عراق و یمن مشارکت داشته و در برابر کشتار زنان، کودکان و سال‌خوردگانِ رژیم صهیونیستی در غزه طی هشت ماه گذشته جز اظهارات پوچ و بی‌فایده هیچ واکنشی نشان نداده است؛ چنانچه این موضوع با درنظرداشت نتیجه سخنان رهبران ایران مبنی بر این‌که: بدون ایران آمریکا در باتلاق افغانستان غرق می‌شد و حضور ابراهیم رئیسی در اجلاس ریاض در کنار بشار اسد قاتل، واضح و آشکار می‌شود.

اینک حضور سریع حکام سرزمین‌های مسلمانان، به‌ویژه افغانستان و اسماعیل هنیه، نماینده حماس در مراسم تشییع جنازه ابراهیم رئیسی چه معنایی دارد؟ آیا عجیب نیست که حکام افغانستان در مراسم تشییع رئیسی حضور داشتند؛ در حالی که از اظهارات مقامات ایرانی درباره افغانستان مطلع بودند؟  عجیب‌تر از آن، حضور اسماعیل هنیه است؛ در حالی‌که او شاهد کشتار مسلمانان غزه توسط رژیم صهیونیستی بوده و ایران فقط به اظهارات پوچ اکتفا کرده است. آیا این امر بی‌توجهی به حساب نمی‌آید؟

عملیات طوفان‌الاقصی حقیقت حکام مزدور و خائن را آشکار ساخته و نشان داد که آن‌ها نماینده امت اسلامی نیستند. با وجود این‌که مسلمانان در سرزمین‌های مختلف از مرگ رئیس‌جمهور ایران و وزیر خارجۀ آن -که دستان‌شان به خون مسلمانان آلوده است- احساس خوش‌حالی نموده و نعره شادی سر دادند، حضور این حکام در مراسم تشییع جنازه این قاتلان بیانگر تصور واضحی است که امت اسلامی و حکامش در دو میدان جداگانه قرار دارند. همان‌طور که گفته شده: "مرأة المرء عمله ولا ينظر إلى كلامه." الله سبحانه وتعالی به زیبایی وضعیت این خائنان را توصیف کرده است که به اربابان‌شان بیش از الله سبحانه وتعالی اعتماد دارند و می‌فرماید:

﴿وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَواْ إِلَىٰ شَيَٰطِينِهِم قَالُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم إِنَّمَا نَحنُ مُستَهزِءُونَ ﴿۱۴﴾ ٱللَّهُ يَستَهزِئُ بِهِم وَيَمُدُّهُم فِي طُغيَٰنِهِم يَعمَهُونَ﴾ [بقره: ۱۴-۱۵]

ترجمه: و هنگامی‌که با مؤمنان روبرو می‌شوند، می‌گویند: (ما نیز همانند شما) ایمان آورده ایم و چون با شیاطین (و دوستان گمراهِ) خویش تنها می‌شوند، می‌گویند: ما با شما هستیم و تنها (مؤمنان را) به استهزا و ریشخند می‏گیریم. الله، آن‌ها را به استهزا می‌گیرد و رهایشان می‏کند تا کورکورانه، به گمراهی و سرکشی خویش ادامه دهند.

نویسنده: رمضان أبو فرقان

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

ادامه مطلب...

مهاجران برادران شما هستند؛ پس نگذارید تحقیر و اخراج شوند!

(ترجمه)

خبر:

تحقیر، دستگیری و تسلیم نمودن اهل سوریه به رژیم مجرم بشار الاسد.

تبصره:

نژادپرستان موفق شدند که نخست وزیر و وزیر داخله (که اهل طرابلس شام هستند) را متقاعد کنند که به کمپاین اخراج مردم سوریه و تحویل  آن‌ها به رژیم اسد بپیوندند؛ به بهانه ترس از مسیحیان و تغییر بافت جمعیت در لبنان، با وجود این‌که فیصدی مسیحیان دارای تابعیت ارامنه و مسیحیان سوریه، فلسطین و عراق از 20 درصد فراتر نمی‌رود، پس از چه تغییری صحبت می‌کنند؟

این حمله نژادپرستانه به دلایل زیر موفق نخواهد شد:

اول: اسلام از مسلمانان خواسته است که برادران مظلوم خود را در آغوش بگیرند؛ پس اگر همسایه آن‌ها باشند و یا در بین‌شان خویشاوندی وجود داشته باشد چه؟ اگر رژیم سوریه به محض دستگیری آن‌ها را بکشد چه؟ بنابراین، اکثریت مسلمانان در کنار برادران ضعیف سوری خود ایستاده‌اند و آن‌ها را رها نمی‌کنند.

دوم: مرزها بین سرزمین‌های اسلامی مصنوعی است که توسط استعمار در توافقنامه سایکس پیکو ایجاد شده است. این مرزها به زودی از بین می‌رود و این سرزمین به وحدت خود باز می‌گردد و با افزایش بیداری  بین مسلمانان تقسیم بین‌شان بر اساس وطن و قوم به زودی از بین خواهد رفت.

سوم: سوری‌های آواره از طریق فراوانی نیروی کار ارزان و سرمایه‌گذاری پول خود در پروژهایی‌که چرخه اقتصادی را به سمت بهتر شدن سوق می‌دهد، به کاهش رنج اقتصادی مردم لبنان کمک می‌کنند.

چهارم: لبنان برای نیروی کار مردم سوریه، به ویژه در بخش‌های ساختمانی و کشاورزی ضرورت دارد و آن‌ها در این بخش تجربه‌ای کافی دارند که هیچ کس دیگری ندارد و لبنان نمی‌تواند کمبود نیروی کار را در صورت خروج آن‌ها پر کند.

در پایان ما به اقلیت‌های نژادپرستِ لبنان هشدار می‌دهیم که در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به دلیل مهاجرت در غرب و نرخ پاین زاد و ولد شما با ضعف و افول مواجه هستید. آینده نزدیک برای اکثریت قاطع این سرزمین است. فریب ضعف و آسیب‌پذیری مسلمانان امروز و آواره شدن آن‌ها از سرزمین‌های مانند عراق، شام و فلسطین را نخورید؛ زیرا آن‌ها به زودی به عنوان یک نیروی منسجم و یکپارچه بازخواهند گشت که ابتکار رهبری را دوباره به دست می‌آورند و دوباره به پا می‌خیزند. اگر می‌خواهید موجودیت خود را حفظ کنید، با مسلمانان دشمنی نکنید و مانند اجدادتان در کنار مسلمانان باشید نه در کنار دشمنان.

اما شما ای سیاستمداران مسلمان، برای کسب مقام و یا تقسیم منافع مادی نژادپرستان را خشنود نسازید که پروردگار جهانیان و رسول او و مؤمنین را ناراضی می‌کنید.

نویسنده: الشیخ د. محمد ابراهیم

مترجم: پارسا امیدی

ادامه مطلب...

نشست دوحه 3 یک میکانیزم استعماری بوده و اشتراک در آن دارای عواقب خطرناک سیاسی می‌باشد Featured

در این اواخر نمایندگان ملل متحد، دیپلومات‌های غربی و قطری بر سَر برگزاری و آجندای نشست دوحه 3 با مقامات حکومت سرپرست رایزنی دارند. این نمایندگان تلاش دارند تا با ارائه پیشنهادات و مشوق‌های جذاب مقامات نظام حاکم را قناعت دهند تا در این نشست اشتراک کنند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان نشست دوحه 3 را یک نشست‎ استعماری بین‌المللی دانسته که در آن امریکا بدنبال ایجاد میکانیزم جدید برای مداخله و تأمین منافع خود در افغانستان بوده و هرنوع اشتراک در این نشست دارای عواقب خطرناک سیاسی می‌باشد. چنانچه در نشست دوحه 3 نه تنها برای ادغام نظام حاکم در نظم بین‌المللی کفری برهبری امریکا بسترسازی صورت می‌گیرد، بلکه میکانیزم جدید سیاسی برای حل بحران افغانستان نیز ارائه می‌گردد. اشتراک در همچو نشست‌ها ولو که با شروطی نیز همراه باشد، زیان‌بار بوده و جداً از آن پرهیز گردد. در واقع، استعمارگران غربی و کشورهای منطقه هیچ‌گاهی بدنبال حل واقعی بحران افغانستان در دو دهه‌ی اخیر نبوده، بلکه همچو نشست‌ها میدان مشوره و رقابت قدرت‌های غربی و کشورهای منطقه بر سَر منافع شان در افغانستان می‌باشد.

تجارب مختلف تاریخی نیز نشان داده است که چنین کنفرانس‌ها و میکانیزم‌های بین‌المللی از عوامل بحران در چهل سال اخیر در افغانستان و مایه‌ی بدبختی‌ در سایر سرزمین‌های اسلامی در چند قرن اخیر بوده که بحران‌های سیاسی را پیچیده و زمان‌گیر ساخته و هیچ‌گاهی از دلِ این نشست‌ها یک نسخه‌ی مطلوبی بیرون نیامده که خیر امت مسلمه در آن نهفته باشد. چنانچه نتایج ناکام و زیان‌بار سیاسی آن در سایر قضایای بین‌المللی همچو بحران سوریه، عراق، سودان، یمن نیز بوضوع قابل مشاهده می‌باشد.

منطق اساسی برگزاری نشست‌های بین‌المللی این است که قدرت‌های بزرگ زمانی‌که نتوانند توسط جنگ اهداف خود را برآورده سازند، پروسه‌های سیاسی و میکانیزم‌های بین‌المللی را فعال می‌سازند که توسط آن منافع خود را در کشور مورد نظر تأمین نمایند. بی‌جهت نیست که بعد از خروج ذلیلانه‌ی نظامی امریکا از افغانستان، در دونیم سال گذشته بیشتر از 100 نشست بین‌المللی و منطقوی دوجانبه و چندجانبه به ارتباط افغانستان برگزار گردیده که هدف اساسی آن سفارش‌های سیاسی به نظام حاکم و تلاش برای ایجاد میکانیزم جدید مداخله‌ در افغانستان می‌باشد.

در واقع راه حل اساسی و بنیادین برای حل بحران افغانستان میکانیزم‌های بین‌المللی استعمار نوین –که چیزی جز نسخه‌ی امریکایی استعمار انگلیس با رنگ‌وشکل مدرن آن نیست– نبوده، بلکه تلاش برای اقامه‌ی دولت خلافت بر منهج نبوت می‌باشد. دولتی‌ که نفوذ استعمار را در سرزمین‌های اسلامی ریشه‌کن نموده، امت را وحدت بخشیده و همه توان و ظرفیت‎هایش را در جهتِ تطبیق کامل و شامل اسلام به عنوان برنامه‌ی زندگی توحید نماید.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿آل عمران: ۱۱۸

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از غير خودتان [دوست و] همراز مگيريد [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمى ‏ورزند آرزو دارند كه در رنج بيفتيد دشمنى از لحن و سخنشان آشكار است و آنچه سينه‏ هايشان نهان مى دارد بزرگتر است در حقيقت ما نشانه‏‌های [دشمنى آنان] را براى شما بيان كرديم اگر تعقل كنيد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

به جواب ابرار ثوابته

سوال:

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته!

الله سبحانه وتعالی به شما برکت دهد! نزدم سوالی است.

نامه‌ای به جابر ابن سمرة نوشتم و بدست غلام خود فرستادم. در این نامه نوشتم در مورد چیزی‌که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدی برایم خبر بده. گفت: جابر ابن عبدالله برایم نوشت که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در شام روز جمعه که اسلمی رجم شده بود، شنیدم که می‌گفت: «لا يَزالُ الدِّينُ قائِماً حتى تَقومَ السَّاعةُ، أو يَكونَ عليكم اثنا عَشَرَ خَليفةً كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ». هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «عُصبةُ المُسلِمينَ يَفتَتِحونَ البَيتَ الأبيَضَ، بَيتَ كِسْرى وآلِ كِسْرى» و نیز شنیدم که می‌فرمود: «إنَّ بَينَ يَدَيِ السَّاعةِ كَذَّابينَ، فاحذَرُوهم» هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «إذا أعطى اللهُ أحَدَكم خَيراً، فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ، وأهلِ بَيتِهِ» و نیز شنیدم که می‌فرمود: «أنا فَرَطُكم على الحَوضِ» صحت این حدیث چگونه است؟ و توضیح و شرح «عُصبةُ المُسلِمينَ يَفتَتِحونَ البَيتَ الأبيَضَ» چطور است؟

جواب:

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته!

1- حدیث شریفی‌که شما در سوال خود ذکر نمودید، روایت احمد است و هم‌چنان مسلم با تفاوت اندکی در الفاظ این حدیث شریف از عامر بن سعد ابی وقاص چنین روایت نموده است:

«كَتَبْتُ إِلَى جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ مَعَ غُلَامِي نَافِعٍ أَنْ أَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ قَالَ فَكَتَبَ إِلَيَّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ يَوْمَ جُمُعَةٍ عَشِيَّةَ رُجِمَ الْأَسْلَمِيُّ يَقُولُ: "لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "عُصَيْبَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ بَيْتَ كِسْرَى أَوْ آلِ كِسْرَى" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "إِنَّ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ فَاحْذَرُوهُمْ" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "إِذَا أَعْطَى اللَّهُ أَحَدَكُمْ خَيْراً فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ وَأَهْلِ بَيْتِهِ" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "أَنَا الْفَرَطُ عَلَى الْحَوْضِ.»

ترجمه: به جابر ابن سمرة نامه‌ای نوشتم که غلام نافع این نامه را رساند و در این نامه گفته بودم از آنچه از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدی، برایم خبر بده. وی گفت: در شام روز جمعۀ که اسلمی رجم شده بود شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمود: «این دین تا قیامت بر پا است و یا دوازده خلیفه بر شما می‌آید که همۀ شان از قریش هستند.» و هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «گروهی از مسلمانان کاخ سفید را که همانا کاخ کسری و اهل کسری است فتح می‌کنند.» و هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «پیش از قیامت دروغ‌گویانی می‌آیند که باید از آن‌ها حذر کنید،» هم‌چنان شنیدم که می‌فرمودند: «وقتی الله سبحانه وتعالی مالی را برای یکی از شما داد، باید(درمصرف و انفاق آن) از خود و خانوادۀ خود شروع کند.» و هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «من بالای حوض(کوثر) منتظر شما هستم.»

این حدیث صحیح است و همین‌که در کتاب مسلم روایت شده به صحت آن کفایت می‌کند.

2- اما نسبت به تفسیر و توضیح این حدیث باید گفت که در این حدیث مسائل متعددی است که اولین مسأله این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم است: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ» که علماء در مورد مفهوم و معنی مقصود این بخش حدیث اختلاف دارند. قول راجح آن نظری است که ابن جوزی در "کشف المشکل من حدیث الصحیحین" در مورد این حدیث شریف در تحت بند سوم ذکر نموده و گفته است: «وجه سوم اینست که منظور از دوازده خلیفه در تمام مدت خلافت تا روز قیامت است که این خلفاء به صواب و حق عمل می‌نمایند؛ اگرچه پی درپی نیایند. گاهی مرد عادلی خلیفه می‌شود؛ اما بعد از آن کسی می‌آید که ظلم می‌کند؛ سپس بعد از آن کسی می‌آید که عدالت را رعایت می‌کند. به این ترتیب، عدالت و عدل دوازده نفر تا روز قیامت تمام می‌شود. روایتی‌که ابومنصور نقل نموده نیز به همین امر دلالت می‌کند. ابوبحر برای ما حدیث گفت که ابوالمجلد برایش گفته و بر آن قسم یاد نموده است:

«أَنه لَا تهْلك هَذِه الْأمة حَتَّى يكون فِيهَا اثْنَا عشر خَليفَة كلهم يعْمل بِالْهدى وَدين الْحق، مِنْهُم رجلَانِ من أهل بَيت النَّبِي ﷺ، يعِيش أحدهم أَرْبَعِينَ سنة والآخر ثَلَاثِينَ سنة»

ترجمه: یقیناً که این امت از بین نمی‌رود، مگر این‌که دوازده خلیفه بیاید که همۀ شان به هدایت و دین حق عمل می‌کنند. از این دوازده خلیفه دو نفرشان از اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند که یکی از ایشان چهل سال زندگی می‌کند و دیگری سی سال.»

نظر فوق رأی و نظر راجح‌تر است؛ اما الله سبحانه وتعالی از همه داناتر است؛ زیرا این حدیث می‌گوید: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ» پس سخن در مورد قیام دین تا روز قیامت است که تکمیل شدن دوازده خلیفه از قریش با این موضوع خلل وارد می‌کند؛ چنانچه خلفای بسیاری از قریش و غیر قریش حکومت نموده اند؛ لذا مناسب اینست که این حدیث بر دوازده خلیفۀ مخصوص از قریش حمل شود که این دوازده نفر تنها خلیفه نیستند که مانند سائر خلفاء به اسلام حکم کنند؛ بلکه آنان خلفای مخصوصی هستند که از سائر خلفاء متفاوت بوده و به عدل و حق بر منهج نبوت حکم می‌کنند. پس خلافت ایشان خلافتی است که به هدایت و دین حق عمل می‌شود. بعید نیست که خلفای راشدۀ اربعه از جملۀ همین خلفاء باشند و پنجم شان عمرابن عبدالعزیز باشد و در آینده با قیام خلافت بر منهج نبوت راشدۀ ثانی کسانی بیایند که به روش ایشان عمل کنند و همان طریقۀ ایشان را دنبال نمایند. یعنی خلفایی باشند که تا قام قیامت بر اسلام حکم کنند؛ سپس حکومت‌های جبریه‌ای که حاکم است، از بین برود  و خلافت بر منهج نبوت باز ‌گردد؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث نعمان بن بشیر به روایت حذیفه فرموده که در زمان این خلافت دوم بر منهج نبوت خلفاء بسیاری می‌آیند که به اسلام حکم می‌کنند که هفت نفرشان خلفای عادل و راشده بر منهج نبوت هستن؛ اگرچه عهد و زمان‌شان به صورت پی درپی نیست و به این ترتیب، دوازده خلیفۀ عادل بر منهج نبوت کامل می‌شود. این نظری است که من آن را ترجیح می‌دهم. الله سبحانه وتعالی از همه داناتر است.

3- اما معنی فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم: «عُصَيْبَةٌ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ» هدف از کاخ سفید همان کاخی است که در خود این حدیث شریف توضیح و تفسیر شده است؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در تفسیر آن فرموده است: «الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ بَيْتَ كِسْرَى أَوْ آلِ كِسْرَى»

پس معلوم است که منظور از کاخ سفید کاخ کسری است که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان عمر ابن خطاب رضی الله عنهم اجمعین فتح نمودند. در شرح نووی بر کتاب مسلم آمده است: «این گفتۀ رسول الله علیه وسلم عُصَيْبَة مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْت الْأَبْيَض بَيْت كِسْرَى، این از معجزات آشکار رسول الله صلی الله علیه وسلم است که آن را صحابه به لطف الله سبحانه وتعالی فتح کردند. و"عصیبة" تصغیر"عصبة" است که عبارت از جماعت است و"کسری" به کسر کاف و فتح کاف خوانده شده است.»

4- این گفتۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم: «إِنَّ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ فَاحْذَرُوهُمْ» علماء این قول را به وجوهات متعددی حمل نمودند که صاحب کتاب مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح به گونۀ ذیل ذکر نموده است:

«از جابربن سمرة روایت است که گفت شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: «إِنَّ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ» مظهر گفته است: منظور از کذابین کثرت جهل، قلت علم و وضع احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است که آن را افتراء می‌نمایند. هم‌چنان احتمال دارد که هدف از کذابین ادعای نبوت باشد؛ چنانچه در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، بعد از آن نیز می‌باشد. هم‌چنان احتمال دارد که منظور از آن‌ها جماعتی باشد که ادعای خواسته‌ها و تمایلات نفسانی خودشان را داشته باشند و این باورهای باطل شان را به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت دهند که همۀ شان اهل بدعت هستند؛ پس از ایشان حذر کنید.»

5- اما متباقی این حدیث را نووی در شرح‌اش به گونۀ ذیل توضیح داده است: «این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: "إِذَا أَعْطَى اللَّه أَحَدكُمْ خَيْراً فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ" مانند حدیث مبارک: "اِبْدَأْ بِنَفْسِك ثُمَّ بِمَنْ تَعُول" یعنی از خود شروع کن؛ سپس به اقاربی که به تو نسبت دارند. و این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: "أَنَا الْفَرَط عَلَى الْحَوْض" کلمه "فرط" به فتح راء به معنی سبقت گیرنده و منتظر برای آب دادن. فرط و فارط همان کسی است که در آب پیش‌گام قوم می‌شود تا آنچه به آن نیاز دارند آمده سازد.»

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

26 شوال1445ه.ق.

5 می2024م.

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

خیر القرون

(ترجمه)

عبدالله بن مسعود رضی‌الله عنه از رسول الله صلی‌الله علیه وسلم روایت می‌کند که فرمودند:

«خير الناس قرني ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم.» (رواه البخاري)

ترجمه: بهترین مردم، کسانی هستند که در عهد و زمان من زندگی می‌کنند (صحابه) و بعد، کسانی که بعد از آن‌ها می‌آیند (تابعین) و سپس کسانی که پس از آن‌ها می‌آیند (تبع تابعین)

بهترین مردم صحابه، تابعین و تبع تابعین هستند که دین اسلام را به ما رسانیدند. از این‌رو رسول الله صلی الله علیه وسلم آنان را ستوده و حتی عهد و زمانی را که در آن می‌زیستند، نیز توصیف نموده است؛ زیرا صدق و صلاح آن‌ها به معنای نیکی دوران‌شان است. این همان چیزی است که تابعی بزرگ، قاسم بن مخیمره رحمه الله به وضوح بیان کرد است. او فرمود: «صلاح دوران شما متناسب به صلاح حکومت شماست. بنابراین،  هرگاه حکومت شما صالح باشد، زمان شما نیز صالح است و هرگاه حکومت شما فاسد باشد زمان شما نیز فاسد است.» به این خاطر است که عزت انتقال این دین نصیب آنان شد.

حقیقتی که در این حدیث شریف بیان شده، این روزها با چشمان خود شاهدش هستیم. زیرا در این قرن‌ها هیچ خیریتی باقی نمانده و به چنان وضعیت ناگواری دچار شده‌ایم که فقط الله از حقیقت آن آگاه است.

پس وقتی که می‌بینیم علماء و مفکران امروزی امت اسلامی، خودشان را به شیطان‌های خود فروخته‌اند، نباید تعجب کنیم؛ زیرا در وجود کسی‌که در مقابل دعوت‌گران راه حق و بهترین امتی که برای هدایت مردم بیرون شده است، به مبارزه می‌پردازد، چه خیری وجود دارد؟

خیر بودن این روزها در چیست؛ در حالی‌که قرآن مهجور قرار گرفته و به آن عمل نمی‌شود؟ در این قرن‌ها چه خیری وجود دارد، حال آن‌که عزت و شکوه امت اسلامی به سبب حُکام آن به لجن‌زار فساد افکنده شده و امت تابع دشمن خود شده و از دستورات آن پیروی می‌کند؟  

در قرنی‌که حکام امت به دشمن آن تبدیل شده و علیه آن مکر و حیله می‌کند، چه خیری وجود دارد؟ خیر در کجاست، حال آن‌که امت اسلامی یک قرن است بدون خلیفه به سر می‌برد، خلیفه ای که پشت سر او جنگیده شده و به آن پناه جسته می‌شود؟

پروردگارا! خلافت راشده بر منهج نبوت را بر ما عنایت فرما تا به وسیلهٔ آن مشکلات و دشواری‌های مسلمانان بهبود یافته و بلاها و مصیبت‌ها از آنان برطرف گردد! پروردگارا! زمین را با نور وجه کریمت منور گردان! اللهم آمین آمین!

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه