جمعه, ۰۸ ذیحجه ۱۴۴۵هـ| ۲۰۲۴/۰۶/۱۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

منفعت ملی؛ خنجر زهرآگین!

  • نشر شده در سیاسی

)ترجمه(

مسلمانان منفعت ملی را نباید من‌حیث یک منفعت سیاسی بشناسند. منفعت سیاسی اصطلاح کامل است که در ثقافت اسلام داخل بوده و با اسلام موافقت دارد. لذا ما هیچ کتابی‌ را در فقه اسلامی سراغ نداریم که باب و یا فصلی ‌را در مورد ملیت و یا قومیت داشته باشد و یا این مفهوم را تأیید کرده باشد. هم‌چنان در هیچ یکی از نصوص شرعی و لغت عرب وارد نشده که مفهوم ملیت مورد توجه قرار گرفته باشد؛ زیرا معنی "وطنیت" که در زبان فارسی آن را ملیت می‌گوئیم، به معنی "سکن و اقام" یعنی مسکن گزین و مقیم می‌باشد. گفته می‌شود "وطن فلان بالمکان" یعنی فلانی در این‌جا ساکن و مقیم گردید و فلان مکان را برایش محل زندگی قرار داد اگر با دقت به این معنی نگاه کنیم، در می‌یابیم که هیچ رابطه‌ای بین قوانین و ارزش‌های سیاسی که دولت قطر برای منافع مردم و خواسته‌های شهروندان اتخاذ می‌کند و بین این مفهوم وجود ندارد.

ما شاهد تغییرات و تبدیلات این قوانین در زندگی طبیعی خود در پی انقلاب‌ها و سقوط ایدیولوژی‌ها هستیم؛ به گونۀ مثال؛ ملت اروپا بر ضد ظلم حکومتی که محصول تبانی و سازش کلیسا با پادشاهان بود، نظام سیاسی جدیدی را ایجاد کرد که بر عقیدۀ جدائی دین از زندگی بنا یافته و از آن یک نظامی بیرون شد که این نظام سیاسی هیچ رابطه‌ای با وطن، خاک و جغرافیه یعنی کوه‌ها، دشت‌ها و دریاها نداشت؛ بلکه این نظام سیاسی از عقل و افکار مردم و آنچه بر آن توافق داشته اند و برای منافع شان تعریف کردند، بیرون شد.

این مورد در خصوص مردمی است که در برابر دین تحریف‌شدۀ شان انقلاب کردند و در برابر آن به جنگ ایستادند؛ اما امت اسلامی در این قضیه باید چه موقف اتخاذ نماید! هم‌چنان انقلاب بلشویک‌ها یک نظام کمونیستی برگرفته از افکار مردم با درنظرداشت همان وقت و زمان ایجاد نمودند و سپس بعد از ظهور فساد مفکورۀ کمونیستی و ناتوانی‌اش از بین رفت و یک سیستم و بستۀ دیگری از منافع دیگری قرار داشت که متناقض آنچه گذشت، ایجاد گردید که این سیستم نیز به دور از ارزش‌های جغرافیائی و ملی بود.

لذا به تأکید گفته می‌توانیم که منفعت ملی یک اصطلاح غلطی است که در میدان واقعیت وجود نداشته، بلکه این اصطلاح به مفهومی اطلاق شده که هدف بسیار دوری از وطن و مسکن در نزد ملت‌هایی دارد که بر ضد دین و نظام سیاسی شان انقلاب کردند. این اصطلاح با اختلاف حدود و جغرافیای دولت و نتیجۀ منافع آن‌ها تغییر می‌یابد و حسب منافع شان تصمیم گرفته می‌شود که یک پارچه باشد و یا تقسیم گردد، توافق به صلح باشد و یا جنگی داخلی؛ چنانچه همین اکنون در مناطق مورد اختلاف بین روسیه و اوکراین و بین چین و تایوان همین حالت است؛ تایوان که همه‌اش در حقیقت یک سرزمین بوده است.

وقتی ما با استفادۀ سیاسیون و صاحبان صلاحیت و قانون‌گذاران در مورد مفهوم منفعت ملی دقت کنیم، خود را در برابر یک تناقض وپراکندگی در خصوص استعمال این اصطلاح می‌یابیم و این ابهام و تناقض وجود دارد؛ مگر این‌که در معیارها و تعامل با مفهوم منفعت ملی یک برخورد دوگانه را متقبل گردیم.

بناءً ممکن است که بگوئیم مفهوم منفعت ملی، خلاصه به اهداف دولت و خواسته‌های آن می‌شود؛ خواه این خواسته‌ها و اهداف اقتصادی باشد یا نظامی و یا فرهنگی. با مشخص کردن این اهداف سیاست‌های داخلی و روابط بین‌المللی  ترسیم می‌گردد که قوانین خود را از واقعیت، امکانات و دیدگاه‌اش می‌گیرد؛ چنانچه هر دولتی تلاش می‌کند برای تحقق منفعت ملی خود که تعلق به منطقه، جغرافیای مشخص با حدود بین المللی‌اش و قوانین خود را از واقعیت دولت، امکانات و دیدگاه‌اش گرفته عیار سازد. پس منفعت ملی مجسم نمودن یک مکتب واقعیت‌گرائی در چهارچوب سیاست است.

وقتی ما در مورد اصطلاح ملی از منظر سیاسی نگاه کنیم، در می‌یابیم که این اصطلاح یک اصطلاح سرمایه‌داری است که به هیچ ارزشی غیر از منفعت مادی قائل نمی‌شود. متأسفانه بذر این اصطلاح بعد از پارچه‌پارچه شدن سرزمین‌های اسلامی و تقسیم آن به دولت‌های کوچک و ضعیفی نهادینه شد که بازیچۀ دست دیگران هستند. اصطلاح ملی در سرزمین‌های اسلامی با مکر استعماری و با دست استعمارگران کینه‌توز به تبدیل نمودن رابطۀ ملی متعصبانه و منحط -که کم‌ترین سطح فکری  و رابطه به دین ندارد- به نصب کردن رهبری سیاسی اجیر غرب که دشمن ملت‌شان است می‌پردازد.

وقتی این اصطلاح را در چوکات شریعت قرار ‌دهیم، در می‌یابیم که این اصطلاح خطر بسیار بزرگی با دین و حیات مسلمانان دارد:

اول)  اولین خطر این اصطلاح یک خطر عقیدوی است؛ زیرا عقیدۀ اسلامی اعطای حقوق و مشخص کردن واجبات را بر هرکسی‌ که تابع دولت اسلامی باشد، به خاطر انجام اوامر الله سبحانه وتعالی بر اساس وحی لازم نموده است. کسی‌که حقوق، واجبات و تکالیف را برای بندگان مشخص و تعیین نموده تنها الله سبحانه وتعالی بوده و این ارزش‌ها بر اساس خاک و وطن نمی‌باشد. پس حقوق با اختلاف سرزمین‌ها فرق نکرده و با اختلاف جغرافیا ساقط نمی‌شود. لذا آنچه حق مسلمان است و آنچه بر مسلمان واجب است به اساس دلیل شرعی ثابت شده نه به اساس دلیل جغرافیائی و سیاسی.

دوم) خطر دوم منفعت ملی خطر منهجی در طرز تفکر مسلمان است؛ زیرا منهج مسلمان در طرز تفکر و تصمیم‌اش موقوف بر حکم شرعی بیرون آمده از دلیل شرعی و مقیید بودن بر آن است. اصل در افعال مقیید بودن بر حکم شرعی است. پس دیدگاه ملیت در تناقض با حکم شرعی قرار دارد که در محور واقعیت‌های جغرافیائی و سیاسی می‌چرخد که این محور دور از حلال، حرام و دور از تعظیم اوامر الله سبحانه وتعالی بوده و در حقیقت یک دروازۀ ورودی به شکستن و ازبین بردن حکم رب العالمین است. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينً﴾ا [احزاب: 36[

ترجمه: وهیچ مرد و زن مٶمنی را نسزد که چون الله و رسولش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیار باشد؛ هرکس الله و رسولش را نافرمانی کند به گمراهی آشکار گرفتار شده است.

هم‌چنان یکی از قواعد اساسی در فکر اسلامی اینست که دین الله سبحانه وتعالی برای تحقق منافع بندگان آمده، چنانچه الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ﴾ [اعراف: 96[

ترجمه: اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پروا پیشه می‌کردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آن‌ها می‌گشودیم؛ ولی پیام‌های هدایت ما را دروغ شمردند؛ پس به عواقب آنچه همواره انجام می‌دادند گرفتارشان کردیم.

هم‌چنان الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى﴾ [طه: 124[

ترجمه: و هرکس از یاد من روی بگرداند، مسلماً زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او را کور محشور خواهیم کرد.

پس منافع مسلمانان در این است که یک امت هستند و ملیت آن‌ها را جدا کرده نمی‌تواند.

هم‌چنان یکی دیگر از جمله قواعد اساسی این است که تعیین منافع از جانب شریعت بوده، نه از جانب عقل. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾ [بقره: 216[

ترجمه: قتال بر شما نوشته شد؛ در حالی‌که آن را خوش ندارید و چه بسا چیزی را دوست ندارید و خیر شما در آن است و چه بسا چیزی را دوست دارید که به ضرر شما است و الله می‌داند و شما نمی‌دانید.

پس هرجا که شریعت باشد، مصلحت و منفعت هم در همان است؛ نه عکس آن. لذا هیچ کسی نمی‌تواند دین الله سبحانه وتعالی را متهم به ضایع ساختن منافع نماید.

سوم) سومین خطر منفعت ملی خطر مبدئی است؛ زیرا مبدأ عقیده‌ای است که باید حفاظت شده و الله سبحانه وتعالی از منظر همین مبدأ پرستش گردد، نظامی است که باید  تطبیق گردد و رسالتی است که باید حمل شود. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا﴾ [فتح: 28[

ترجمه: اوست که رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا آن را بر همه آئین‌ها آشکار سازد و گواه بودن الله بر این امر کافی است.

پس ملیت عقیده را نقض نموده و شرع را تعطیل و رسالت را ضایع می‌سازد.

چهارم) منفعت ملی خطرهای سیاسی دارد. تعدد رژیم‌های سیاسی اختلاف منافع و تناقضات منافع را ایجاد می‌کند؛ چیزی‌که باعث تفرقه بین مسلمانان شده و این خودش یک عمل منکر کلان و گناه بزرگی است. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ [آل‌عمران: 105[

ترجمه: و هم‌چون کسانی نباشید که پس از نشانه‌های روشنی که بر آن‌ها آمد، پراکنده شدند و اختلاف ورزیدند، چنین کسانند که بر آن‌ها عذابی عظیم است.

لذا بدون تردید ملیت از اعمال متعصبانۀ بدبوی و زشت است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«دعوها فانها منتنة؛ آن را ترک کن؛ زیرا او بدبوی است.«

هم‌چنان رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لیس منا من دعا الی عصبیة ولیس منا من قاتل علی عصبیة ولیس منا من مات علی عصبیة»

ترجمه: کسی‌که به عصبیت دعوت کند، از ما نیست! کسی‌که به عصبیت بجنگد، از ما نیست و کسی‌که به عصبیت بمیرد از ما نیست!

عصبیت ملی مادر تمام فسادها و جمع کنندۀ تمام شرها می‌باشد که حرمت آن حرمت بسیار شدیدی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

»يَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ! اللهَ اللهَ، أَبِدَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ وَأَنَا بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ بَعْدَ إِذْ هَدَاكُمُ اللهُ إِلَى الْإِسْلَامِ، وَأَكْرَمَكُمْ بِهِ، وَقَطَعَ بِهِ عَنْكُمْ أَمْرَ الْجَاهِلِيَّةِ، وَاسْتَنْقَذَكُمْ بِهِ مِنَ الْكُفْرِ، وَأَلَّفَ بِهِ بَيْنَكُمْ، تَرْجِعُونَ إِلَى مَا كُنْتُمْ عَلَيْهِ كُفَّاراً؟«

ترجمه :ای گروه مسلمانان! از الله بترسید، آیا بعد از این‌که الله سبحانه وتعالی شما را به اسلام هدایت کرده و به وسیلۀ اسلام شما را اکرام نموده و توسط اسلام جاهلیت را از شما دور ساخته و از کفر شما را نجات داده و شما را به وسیلۀ اسلام یک پارچه و هم‌دل ساخته، به جاهلیت فرا می‌خوانید؛ در حالی‌که من در بین شما هستم! و پس به همان حالت کفر خود بر می‌گردید؟!

هم‌چنان رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ يَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمْ الَّذِينَ مَاتُوا، إِنَّمَا هُمْ فَحْمُ جَهَنَّمَ، أَوْ لَيَكُونُنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللهِ مِنَ الْجُعَلِ الَّذِي يُدَهْدِهُ الْخِرَاءَ بِأَنْفِهِ. إِنَّ اللهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَفَخْرَهَا بِالْآبَاء«

ترجمه:باید افتخار به پدران تان را که مرده اند به پایان برسانید؛ زیرا آنان آتش گیرۀ دوخ هستند، در غیر آن کسانی‌که به پدران شان افتخار می‌کنند از حشره‌ای  که مرداری انسان را به بینی خود لور می‌دهد، خارتر است یقیناً که الله سبحانه وتعالی لباس جاهلیت را از تن شما بیرون نموده و افتخار جاهلیت به پدران را نیز از شما دور ساخته است.

یقیناً ملیت‌پرستیِ منفور در واقعیت زندگی ما، ثمر زهرآگین خود را رسانده که ما طعم تلخ آن را هرلحظه می‌چشیم و امروزه بهترین امت را مانند کف دریا می‌بینیم که هیچ سیادت، تصمیم گیری، عزت وکرامت ندارد. امروزه ما شاهد غارت ثروت‌ها، فقر، گرسنگی و محروم بودن مسلمانان هستیم. ما شاهد خون‌های هستیم که به ناحق می‌ریزد. حرمت‌شکنی مقدسات مباح شده؛ اما ما ساکن و بی‌حرکت هستیم. امروزه کشتارهای وحشیانه و ویران‌گر در غزه به قضیۀ غزه تبدیل شده و آن را ذلیلانه به یک قضیۀ قومی و قدس را به قضیۀ فلسطینی تبدیل نمودیم؛ درحالی‌که الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ [انفال: 72]

ترجمه: اگر از شما در دین یاری خواستند بر شما واجب است؛ مگر آنکه علیه قومی باشد که میان شما و آن‌ها پیمانی باشد؛ مسلماً الله به آنچه می‌کنید بیناست.

وهم‌چنان فرموده است:

﴿إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ [توبه: 39]

ترجمه: اگر رهسپار نشوید شما را عذابی دردناک گرفتار می‌کند و قومی دیگر را جایگزین شما می‌سازد و شما هیچ زیانی به او نمی‌رسانید و الله سبحانه وتعالی بر هرچیز توانا است.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«المسلم أَخُو الْمُسْلِمِ لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يُسْلِمُهُ، مَنْ كَانَ فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَانَ اللهُ فِي حَاجَتِهِ، وَمَنْ فَرَّجَ عَنْ مُسْلِمٍ كُرْبَةً فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ بِهَا كُرْبَةً مِنْ  كُرَبِ يَوْمِ القیامة»

ترجمه: مسلمان برادر مسلمان است، به آن ظلم نکرده و آن را به دشمن تسلیم نمی‌کند؛ کسی‌که در پی برآورده کردن حاجت برادرش باشد، الله سبحانه وتعالی در پی برآورده نمودن حاجت آن می‌باشد. کسی‌که غمی را از مسلمانی دور سازد، الله سبحانه وتعالی غمی از غم‌های روز قیامت وی را دور می‌کند.

هم‌چنان فرموده است:

«ما من امْرِئٍ يَخْذُلُ امْرَأً مُسْلِماً فِي مَوْضِعٍ تُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ وَيُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ»

ترجمه: مسلمان، مسلمان دیگر را در جایی‌که هتک حرمت می‌شود و آبرویش از بین برده می‌شود و با حمایت نکردنش آن را خوار می‌کند، الله سبحانه وتعالی نیز آن را در جایی‌که دوست دارد که یاری و کمک شود آن را خوار می‌کند.

منفعت ملی دلیل پشت کردن به غزه، چتر عیب‌پوشی اجیران و وسیلۀ توجیه برای خائنین قرار گرفته است. در حق اهل ما کوتاهی صورت گرفته و ماشاهد کشتارهای اطفال، پیرمردان، مریضان، قتل اسیران و تعذیب‌شان و شاهد از بین بردن درختان، سنگ‌ها و تمام اسباب زندگی هستیم، اما همۀ این کوتاهی‌ها در زیر پردۀ منفعت ملی منفور پوشیده می‌شود!

قسم به الله سبحانه وتعالی این منفعت ملی نیست؛ بلکه منفعت تاج و تخت است؛ منفعت نظام‌های مزدوری است که خون، آبرو و مقدسات مسلمانان را به بهای اندکی به فروش رسانده اند. به بهای خیانت نظام‌های مزدور و دست‌ساخته‌های استعارگر.

14 ذوالقعده 1445ه.ق.

22 می 2024م

نویسنده: استاد سعید رضوان ابوعماد

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

قتل عام در تل سلطان؛ همدستی حکام و خیانت لشکریان!

(ترجمه)

خبر:

ارتش رژیم جنایتکار یهودی در تل سلطان، شمال غربی رفح در بین خیمه‌های آوارگان حمله وحشیانه‌ی انجام داد و ده‌ها شهید برجا ماند.

تبصره:

تا زمانی‌که دولت واقعی به امور مردم رسیدگی نکند، از آنان دفاع و از مظلومان و مستضعفان حمایت نداشته باشد، خون پاک مسلمانان جاری خواهد بود و جان‌ها به ناحق از بین خواهد رفت.

ماه‌ها از وقوع طوفان الأقصی می‌گذرد، هزاران قتل عام صورت گرفت، صدها خانواده نام‌شان از ثبت احوال نفوس پاک گردید و ده‌ها هزار شهید و مجروح شدند، انواع سلاح‌ها استفاده شد و مردم بی‌دفاع با آن بمب‌ها بمباران شدند و انواع عذاب‌ها را تجربه کردند، اما این امت تسلیم نمی‌شوند، بلکه با سختی‌ها معجزه می‌کنند و به قهرمانی‌ها می‌پردازند و در تاریخ نمونه هستند! هم‌چنان مردم غزه نمونه‌ای از پایداری و ثبات هستند.

موقف حاکمان «مزدوران غرب» نفرت‌انگیز است، پوسیدگی و بوی تعفن آن‌ها همه جا را فرا گرفته و هیچ‌کس از خیانت آشکار آن‌ها به خون مسلمانان در امان نمانده است و غزه خیانت‌های آشکار‌شان را علیه خون مسلمانان و قضایایی‌شان افشا ساخت.

اما در مورد لشکریان مسلمانان این پرسش مطرح می‌شود که چند قتل عام دیگر تکرار شود تا این لشکرها از خواب غفلت بیدار شوند؟ آیا ممکن است بین رفح و مصری که چند متری از هم فاصله ندارند و لشکری با این همه امکانات نظامی و مقام بلند در سطح جهان چنین حالتی وجود داشته باشد و برادران ما در غزه چنان سوزانده و شکنجه شوند که گویی در سیاره دیگری زندگی می‌کنند؟

بناءً ارتش‌ها برای رقص‌های نمایشی و تشریفات نیستند؛ بلکه ارتش‌ها حافظ امت و قلعه غیر قابل نفوذ آن است. اسلام به وسیله ارتش‌ها شهرها و قاره‌ها را فتح می‌کند؛ پس الله سبحانه وتعالی به وسیله شما یا دیگران این دین را پیروز می‌گرداند و غم و اندوه را از این امت بر طرف می‌کند، إن شاء الله! قبل از گذشت زمان به عظمت موضوع پی ببرید و از کاری‌که کردید پشیمان خواهید شد! یا در راه حق خواهید بود و در کنار امت خود می‌ایستید و از اسلام و مسلمین حمایت کی‎کنید و یا نوکر غرب و پیروان آن خواهید بود؛ پس از انصار باطل خواهید بود.

وعده الله سبحانه وتعالی حق است و نصرت اسلام حق است و بازگشت خلافت راشده بر منهج نبوت حق است! هرکه آن را بخواهد می‌خواهد و هر که آن را امتناع کند، تسکین ناراحتی او نزدیکی ظهور دوباره خلافت خواهد بود.

نویسنده: المهندسه زینب بنرحومه

مترجم: پارسا امیدی

تاریخ: 2 جون 2024

ادامه مطلب...

فریادخواهی مردم فلسطین از امت و نیروهای مسلحش برای نصرت غزه و جنین!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

تحت عنوان «ای ارتش‌های مسلمانان... اگر شما رفح، جنین و تمام فلسطین را نصرت ندهید پس چه کسی نصرت خواهد داد؟!»، جمع بزرگی از مردم فلسطین در شهر البیره در کمپاینی که از سوی حزب التحریر در سرزمین مبارکۀ فلسطین در روز جمعه مطابق به 16 ذوالقعده 1445ه. و  24 می سال 2024م. راه‌اندازی شده بود اشتراک نمودند، در این کمپاین از ارتش‌ها و نیروهای مسلح امت خواستند تا فلسطین و مردمش را تحت پوشش و حمایت خود قرار دهند تا از جنایات رژیم یهود در امان بمانند. در اخیر این کمپاین یک سخنرانی ارائه شد که سخنران سخنانش را به شکل سوالیه و تعجبی آغاز کرد: «جنگ بر غزه نزدیک است که وارد ماه هشتمش شود و ما از میان امت کسی را نمی‌بینیم که حرکت و خیزش کند. جنگ جنایتی و ظالمانه، کشتار و نابودی، گرسنگی و محاصره و شما ای امت مجاهد، ای بهترین امتی که برای راهنمایی مردم آفریده شده اید به دل‌ تان این جنایات را تقبیح کرده و با زبان تان برای ما دعا می‌کنید، اما چه وقت حکام خیانت‌کار تان را سرنگون می‌سازید و ارتش‌های تان را برای نصرت سرزمین مبارکه و مردمش حرکت می‌دهید؟». سخنران به سخنانش ادامه داده و گفت که در سابق فریاد "وا إسلاماه" فریادی بسنده و محرکی بود تا فرماندۀ اسلام و ارتشش را برای نابودی ارتشی مثل ارتش مغول برانگیزد، ای امت اسلامی ما از این سرزمین مبارکه ارتش‌های تان را از مصر، اردن، ترکیه، پاکستان و از تمام سرزمین‌های اسلامی با هزار "وا إسلاما" به فریاد می‌طلبیم و برای تان می‌گوییم: رفح، غزه، جنین و مسجدالاقصی شما و ارتش‌های تان را به کمک می‌طلبد پس آیا شما اجابت کرده و لبیک می‌گویید؟! ای ارتش‌های امت اسلامی آیا ما بالای تان حق نصرت را نداریم!! آیا این قول الله سبحانه وتعالی را نخوانده اید:

﴿وَ إِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِى الدِّينِ فَعَلَیکُمُ النَصر[الانفال/72]

ترجمه: و اگر (چنان مؤمنان که از دست ظلم و جور دیگران) به سبب دین شان از شما کمک و یاری خواستند، کمک و یاری بر شما واجب است.

شما را چه شده است که برای استجابت ندای پروردگار تان و نصرت برادران مستضعف خود و برای آزادسازی اقصی، سفرگاه پیامبرتان صلی الله علیه وسلم خیزش نمی‌کنید؟!». در پایان این سخنرانی امت اسلامی به این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم:

«المُسلِمُ أخُوالمُسلِمِ لَا یَظلِمُهُ وَ لَا یُسلِمُهُ»

ترجمه: مسلمان برادر مسلمان است، نه برایش ظلم می‌کند و نه هم وی را تسلیم دشمن می‌کند.

متذکر شدند و برای شان هشدار داده شد تا در برابر حکام تبه‌کار شان سکوت نکنند و غزه و رفح را رها نسازند تا مبادا دشمن به هدفش رسیده و امرش به وی واگذار شود، بلی امت چنین مخاطب قرار گرفته تا مبادا وضعیت شان بسان شخص نادمی گردد که بگوید: «روزی نابود گشتم که غزه و رفح نابود گشت». و آخرین سخن در اختتامیه این کمپاین، متوجه مردم غزه شد: «اما شما ای مردم غزه! امید است که پروردگارتان شما را به دستان برادران تان از  سربازان نیرومند و متقی در این دنیا نصرت داده و تکریم تان کند و در آخرت، بهشتی که پهنای آن به وسعت آسمان‌ها و زمین بوده و برای متقیان آماده شده است روزی تان دهد»، از الله سبحانه و تعالی می‌طلبیم که این خیر را نصیب کرده و برای پذیرش آن دل‌های مؤمنان را شرح و آماده ساخته و از نزد خود نیروی یاری کننده‌ای قرار دهد.

برگرفته شده از شمارۀ 497 جریده الرایه

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...

با توجه به کوتاهی حکام کشور‌های خلیج و خاورمیانه؛ واشنگتن در حال بررسی ایفای نقش مهمی در آینده غزه است

  • نشر شده در سیاسی

 (ترجمه)

خبرگزاری اناضول به تاریخ 24/ 5/ 2024م این گزارش را ارائه کرده است: «روزنامۀ بولیتیکو امریکایی گفته است: "ادارۀ جوبایدن، رئیس‌جمهور امریکا در حال آمادگی برای اجرای نقش بارز پس از جنگ در نوار غزه می‌باشد. وی این کارش را از طریق مطالعۀ چند سیناریو از جمله تعیین مشاور مدنی امریکایی و تشکیل نیروی حفظ صلح به پیش می‌برد.» این روزنامه در شامگاه روز پنج‌شنبه از چهار مقام امریکایی که نام شان را افشا نکرد، نقل کرده است که: «ادارۀ بایدن در حال مطالعه پلان‌های فراوانی برای مداخله در آینده غزه پس از جنگ می‌باشد؛ از جمله تعیین یک مقام امریکایی تا مشاور ارشد مدنی برای نیرویی گردد که اکثریت آن فلسطینی هستند و مقرش در سیناء مصری یا اردن خواهد بود و پلان دیگر، تشکیل نیروی حافظ صلح می‌باشد.»

این مقاماتی‌که به دلیل حساسیت قضیه نخواستند هویت شان افشا گردد، علاوه نموده گفتند: «این سیناریو جزئی از نقشۀ امریکا برای اجرای نقش "بارز" در نجات غزه از حالت هرج ومرج می‌باشد.» البته بر حسب دیدگاه خودشان. این مقامات اشاره کردند که: «مشاورمدنی امریکایی مقرش در منطقه خواهد بود و به شکل تگناتنگ با فرماندۀ نیروی حافظ صلح کار خواهد کرد و این فرمانده یا فلسطینی خواهد بود و یا فردی از دولت‌های عربی».

این مقامات تأکید ورزیدند که :«مفکورۀ مشاور مدنی یکی از سیناریوهایی است که مذاکرات پیرامون آن به پایان رسیده و به روز پس از جنگ ارتباط می‌گیرد و هم‌چنین این مفکوره شامل سیناریوهای دیگری هم است که روی رشد اقتصاد نوار غزه و از سرگیری بازسازی شهرهای ویران شده تمرکز دارد.»

تبصره:

امریکا کشورهای را که از سوی مردمش رهبری می‌شود، بی‌ثبات و کشورهای را که خودش با دست‌اندرکارانش رهبری می‌کند، باثبات می‌خواند. این درحالی‌ست که وضعیت افغانستان در زمان حکمرانی امریکا و دست‌نشانده‌هایش به فراموشی سپرده شده است! با وجود افزونی دست‌نشانده‌ها در سلطۀ رام الله و دستگاه‌های امنیتی شان و هم‌چنین با وجود کشورهای خلیج و خاورمیانه که باهم تفاوتی ندارند. این مقامات گفتند: «مشاور مدنی امریکایی مقرش در منطقه خواهد بود و به شکل تگناتنگ با فرماندۀ نیروی حافظ صلح کار خواهد کرد و این فرمانده یا فلسطینی خواهد بود و یا فردی از دولت‌های عربی.»

همۀ این سیناریوها در واشنگتن طرح می‌شود تا برای ارتباط و هماهنگی با یهود بهترین افراد را انتخاب کنند و حکام کشورهای خلیج و خاورمیانه صفری بیش نیستند که در طی چندین دهه موقف و منزلت شان را حفظ و ثابت نگهداشته اند!

برگرفته شده از شمارۀ 497 جریدۀ الرایه

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...

عمل انسان آینۀ وست، نه گفتارش!

(ترجمه)

خبر:

رؤسای جمهور، معاونان رئیس‌جمهور، وزیران، رؤسای پارلمان و نمایندگان ویژۀ چندین کشور در مراسم تشییع جنازه ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران و حسین امیر عبداللهیان، وزیر خارجه این کشور که در حادثه سقوط بالگرد جان خود را از دست دادند، در مرکز همایش‌های بین‌المللی تهران حضور یافتند. محمد مخبر،  رئیس‌جمهور موقت ایران و علی باقری، سرپرست وزارت خارجه میزبان مراسم عزاداری در پایتخت بودند.

تبصره:

بدون شک، اگر کسی بخواهد درباره شخصیت یک انسان اطلاعاتی کسب کند باید به اعمال آن شخص نگاه کند؛ نه به گفته‌هایش؛ زیرا علی‌الرغم این‌که کلمات در شکل‌گیری شخصیت آن فرد نقش دارند؛ اما انعکاس آن کلمات در رفتار اوست که حایز اهمیت است؛ ورنه کلمات هیچ ارزشی ندارند. حقیقت اینست که الله سبحانه وتعالی این مطلب را به وضوح در سورهٔ  "صف" بیان کرده است:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفعَلُونَ ﴿۲﴾ كَبُرَ مَقتًا عِندَ ٱللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفعَلُونَ﴾

ترجمه: ای مؤمنان! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟ نزد الله بسیار زشت و ناپسند است؛ سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!

این دقیقاً وضعیت حکام ایران و سایر حکام سرزمین‌های مسلمانان است. ایرانی‌که میلیون‌ها انسان آن را نماینده اسلام می‌پندارند، در واقع در کشتار میلیون‌ها مسلمانِ افغانستان، سوریه، عراق و یمن مشارکت داشته و در برابر کشتار زنان، کودکان و سال‌خوردگانِ رژیم صهیونیستی در غزه طی هشت ماه گذشته جز اظهارات پوچ و بی‌فایده هیچ واکنشی نشان نداده است؛ چنانچه این موضوع با درنظرداشت نتیجه سخنان رهبران ایران مبنی بر این‌که: بدون ایران آمریکا در باتلاق افغانستان غرق می‌شد و حضور ابراهیم رئیسی در اجلاس ریاض در کنار بشار اسد قاتل، واضح و آشکار می‌شود.

اینک حضور سریع حکام سرزمین‌های مسلمانان، به‌ویژه افغانستان و اسماعیل هنیه، نماینده حماس در مراسم تشییع جنازه ابراهیم رئیسی چه معنایی دارد؟ آیا عجیب نیست که حکام افغانستان در مراسم تشییع رئیسی حضور داشتند؛ در حالی که از اظهارات مقامات ایرانی درباره افغانستان مطلع بودند؟  عجیب‌تر از آن، حضور اسماعیل هنیه است؛ در حالی‌که او شاهد کشتار مسلمانان غزه توسط رژیم صهیونیستی بوده و ایران فقط به اظهارات پوچ اکتفا کرده است. آیا این امر بی‌توجهی به حساب نمی‌آید؟

عملیات طوفان‌الاقصی حقیقت حکام مزدور و خائن را آشکار ساخته و نشان داد که آن‌ها نماینده امت اسلامی نیستند. با وجود این‌که مسلمانان در سرزمین‌های مختلف از مرگ رئیس‌جمهور ایران و وزیر خارجۀ آن -که دستان‌شان به خون مسلمانان آلوده است- احساس خوش‌حالی نموده و نعره شادی سر دادند، حضور این حکام در مراسم تشییع جنازه این قاتلان بیانگر تصور واضحی است که امت اسلامی و حکامش در دو میدان جداگانه قرار دارند. همان‌طور که گفته شده: "مرأة المرء عمله ولا ينظر إلى كلامه." الله سبحانه وتعالی به زیبایی وضعیت این خائنان را توصیف کرده است که به اربابان‌شان بیش از الله سبحانه وتعالی اعتماد دارند و می‌فرماید:

﴿وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَواْ إِلَىٰ شَيَٰطِينِهِم قَالُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم إِنَّمَا نَحنُ مُستَهزِءُونَ ﴿۱۴﴾ ٱللَّهُ يَستَهزِئُ بِهِم وَيَمُدُّهُم فِي طُغيَٰنِهِم يَعمَهُونَ﴾ [بقره: ۱۴-۱۵]

ترجمه: و هنگامی‌که با مؤمنان روبرو می‌شوند، می‌گویند: (ما نیز همانند شما) ایمان آورده ایم و چون با شیاطین (و دوستان گمراهِ) خویش تنها می‌شوند، می‌گویند: ما با شما هستیم و تنها (مؤمنان را) به استهزا و ریشخند می‏گیریم. الله، آن‌ها را به استهزا می‌گیرد و رهایشان می‏کند تا کورکورانه، به گمراهی و سرکشی خویش ادامه دهند.

نویسنده: رمضان أبو فرقان

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

ادامه مطلب...

مهاجران برادران شما هستند؛ پس نگذارید تحقیر و اخراج شوند!

(ترجمه)

خبر:

تحقیر، دستگیری و تسلیم نمودن اهل سوریه به رژیم مجرم بشار الاسد.

تبصره:

نژادپرستان موفق شدند که نخست وزیر و وزیر داخله (که اهل طرابلس شام هستند) را متقاعد کنند که به کمپاین اخراج مردم سوریه و تحویل  آن‌ها به رژیم اسد بپیوندند؛ به بهانه ترس از مسیحیان و تغییر بافت جمعیت در لبنان، با وجود این‌که فیصدی مسیحیان دارای تابعیت ارامنه و مسیحیان سوریه، فلسطین و عراق از 20 درصد فراتر نمی‌رود، پس از چه تغییری صحبت می‌کنند؟

این حمله نژادپرستانه به دلایل زیر موفق نخواهد شد:

اول: اسلام از مسلمانان خواسته است که برادران مظلوم خود را در آغوش بگیرند؛ پس اگر همسایه آن‌ها باشند و یا در بین‌شان خویشاوندی وجود داشته باشد چه؟ اگر رژیم سوریه به محض دستگیری آن‌ها را بکشد چه؟ بنابراین، اکثریت مسلمانان در کنار برادران ضعیف سوری خود ایستاده‌اند و آن‌ها را رها نمی‌کنند.

دوم: مرزها بین سرزمین‌های اسلامی مصنوعی است که توسط استعمار در توافقنامه سایکس پیکو ایجاد شده است. این مرزها به زودی از بین می‌رود و این سرزمین به وحدت خود باز می‌گردد و با افزایش بیداری  بین مسلمانان تقسیم بین‌شان بر اساس وطن و قوم به زودی از بین خواهد رفت.

سوم: سوری‌های آواره از طریق فراوانی نیروی کار ارزان و سرمایه‌گذاری پول خود در پروژهایی‌که چرخه اقتصادی را به سمت بهتر شدن سوق می‌دهد، به کاهش رنج اقتصادی مردم لبنان کمک می‌کنند.

چهارم: لبنان برای نیروی کار مردم سوریه، به ویژه در بخش‌های ساختمانی و کشاورزی ضرورت دارد و آن‌ها در این بخش تجربه‌ای کافی دارند که هیچ کس دیگری ندارد و لبنان نمی‌تواند کمبود نیروی کار را در صورت خروج آن‌ها پر کند.

در پایان ما به اقلیت‌های نژادپرستِ لبنان هشدار می‌دهیم که در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به دلیل مهاجرت در غرب و نرخ پاین زاد و ولد شما با ضعف و افول مواجه هستید. آینده نزدیک برای اکثریت قاطع این سرزمین است. فریب ضعف و آسیب‌پذیری مسلمانان امروز و آواره شدن آن‌ها از سرزمین‌های مانند عراق، شام و فلسطین را نخورید؛ زیرا آن‌ها به زودی به عنوان یک نیروی منسجم و یکپارچه بازخواهند گشت که ابتکار رهبری را دوباره به دست می‌آورند و دوباره به پا می‌خیزند. اگر می‌خواهید موجودیت خود را حفظ کنید، با مسلمانان دشمنی نکنید و مانند اجدادتان در کنار مسلمانان باشید نه در کنار دشمنان.

اما شما ای سیاستمداران مسلمان، برای کسب مقام و یا تقسیم منافع مادی نژادپرستان را خشنود نسازید که پروردگار جهانیان و رسول او و مؤمنین را ناراضی می‌کنید.

نویسنده: الشیخ د. محمد ابراهیم

مترجم: پارسا امیدی

ادامه مطلب...

نشست دوحه 3 یک میکانیزم استعماری بوده و اشتراک در آن دارای عواقب خطرناک سیاسی می‌باشد Featured

در این اواخر نمایندگان ملل متحد، دیپلومات‌های غربی و قطری بر سَر برگزاری و آجندای نشست دوحه 3 با مقامات حکومت سرپرست رایزنی دارند. این نمایندگان تلاش دارند تا با ارائه پیشنهادات و مشوق‌های جذاب مقامات نظام حاکم را قناعت دهند تا در این نشست اشتراک کنند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان نشست دوحه 3 را یک نشست‎ استعماری بین‌المللی دانسته که در آن امریکا بدنبال ایجاد میکانیزم جدید برای مداخله و تأمین منافع خود در افغانستان بوده و هرنوع اشتراک در این نشست دارای عواقب خطرناک سیاسی می‌باشد. چنانچه در نشست دوحه 3 نه تنها برای ادغام نظام حاکم در نظم بین‌المللی کفری برهبری امریکا بسترسازی صورت می‌گیرد، بلکه میکانیزم جدید سیاسی برای حل بحران افغانستان نیز ارائه می‌گردد. اشتراک در همچو نشست‌ها ولو که با شروطی نیز همراه باشد، زیان‌بار بوده و جداً از آن پرهیز گردد. در واقع، استعمارگران غربی و کشورهای منطقه هیچ‌گاهی بدنبال حل واقعی بحران افغانستان در دو دهه‌ی اخیر نبوده، بلکه همچو نشست‌ها میدان مشوره و رقابت قدرت‌های غربی و کشورهای منطقه بر سَر منافع شان در افغانستان می‌باشد.

تجارب مختلف تاریخی نیز نشان داده است که چنین کنفرانس‌ها و میکانیزم‌های بین‌المللی از عوامل بحران در چهل سال اخیر در افغانستان و مایه‌ی بدبختی‌ در سایر سرزمین‌های اسلامی در چند قرن اخیر بوده که بحران‌های سیاسی را پیچیده و زمان‌گیر ساخته و هیچ‌گاهی از دلِ این نشست‌ها یک نسخه‌ی مطلوبی بیرون نیامده که خیر امت مسلمه در آن نهفته باشد. چنانچه نتایج ناکام و زیان‌بار سیاسی آن در سایر قضایای بین‌المللی همچو بحران سوریه، عراق، سودان، یمن نیز بوضوع قابل مشاهده می‌باشد.

منطق اساسی برگزاری نشست‌های بین‌المللی این است که قدرت‌های بزرگ زمانی‌که نتوانند توسط جنگ اهداف خود را برآورده سازند، پروسه‌های سیاسی و میکانیزم‌های بین‌المللی را فعال می‌سازند که توسط آن منافع خود را در کشور مورد نظر تأمین نمایند. بی‌جهت نیست که بعد از خروج ذلیلانه‌ی نظامی امریکا از افغانستان، در دونیم سال گذشته بیشتر از 100 نشست بین‌المللی و منطقوی دوجانبه و چندجانبه به ارتباط افغانستان برگزار گردیده که هدف اساسی آن سفارش‌های سیاسی به نظام حاکم و تلاش برای ایجاد میکانیزم جدید مداخله‌ در افغانستان می‌باشد.

در واقع راه حل اساسی و بنیادین برای حل بحران افغانستان میکانیزم‌های بین‌المللی استعمار نوین –که چیزی جز نسخه‌ی امریکایی استعمار انگلیس با رنگ‌وشکل مدرن آن نیست– نبوده، بلکه تلاش برای اقامه‌ی دولت خلافت بر منهج نبوت می‌باشد. دولتی‌ که نفوذ استعمار را در سرزمین‌های اسلامی ریشه‌کن نموده، امت را وحدت بخشیده و همه توان و ظرفیت‎هایش را در جهتِ تطبیق کامل و شامل اسلام به عنوان برنامه‌ی زندگی توحید نماید.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿آل عمران: ۱۱۸

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از غير خودتان [دوست و] همراز مگيريد [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمى ‏ورزند آرزو دارند كه در رنج بيفتيد دشمنى از لحن و سخنشان آشكار است و آنچه سينه‏ هايشان نهان مى دارد بزرگتر است در حقيقت ما نشانه‏‌های [دشمنى آنان] را براى شما بيان كرديم اگر تعقل كنيد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

صحت و تفسیر«عُصَيْبَةٌ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ»چگونه است؟

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

به جواب ابرار ثوابته

سوال:

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته!

الله سبحانه وتعالی به شما برکت دهد! نزدم سوالی است.

نامه‌ای به جابر ابن سمرة نوشتم و بدست غلام خود فرستادم. در این نامه نوشتم در مورد چیزی‌که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدی برایم خبر بده. گفت: جابر ابن عبدالله برایم نوشت که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در شام روز جمعه که اسلمی رجم شده بود، شنیدم که می‌گفت: «لا يَزالُ الدِّينُ قائِماً حتى تَقومَ السَّاعةُ، أو يَكونَ عليكم اثنا عَشَرَ خَليفةً كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ». هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «عُصبةُ المُسلِمينَ يَفتَتِحونَ البَيتَ الأبيَضَ، بَيتَ كِسْرى وآلِ كِسْرى» و نیز شنیدم که می‌فرمود: «إنَّ بَينَ يَدَيِ السَّاعةِ كَذَّابينَ، فاحذَرُوهم» هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «إذا أعطى اللهُ أحَدَكم خَيراً، فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ، وأهلِ بَيتِهِ» و نیز شنیدم که می‌فرمود: «أنا فَرَطُكم على الحَوضِ» صحت این حدیث چگونه است؟ و توضیح و شرح «عُصبةُ المُسلِمينَ يَفتَتِحونَ البَيتَ الأبيَضَ» چطور است؟

جواب:

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته!

1- حدیث شریفی‌که شما در سوال خود ذکر نمودید، روایت احمد است و هم‌چنان مسلم با تفاوت اندکی در الفاظ این حدیث شریف از عامر بن سعد ابی وقاص چنین روایت نموده است:

«كَتَبْتُ إِلَى جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ مَعَ غُلَامِي نَافِعٍ أَنْ أَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ﷺ قَالَ فَكَتَبَ إِلَيَّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ يَوْمَ جُمُعَةٍ عَشِيَّةَ رُجِمَ الْأَسْلَمِيُّ يَقُولُ: "لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "عُصَيْبَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ بَيْتَ كِسْرَى أَوْ آلِ كِسْرَى" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "إِنَّ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ فَاحْذَرُوهُمْ" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "إِذَا أَعْطَى اللَّهُ أَحَدَكُمْ خَيْراً فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ وَأَهْلِ بَيْتِهِ" وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "أَنَا الْفَرَطُ عَلَى الْحَوْضِ.»

ترجمه: به جابر ابن سمرة نامه‌ای نوشتم که غلام نافع این نامه را رساند و در این نامه گفته بودم از آنچه از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدی، برایم خبر بده. وی گفت: در شام روز جمعۀ که اسلمی رجم شده بود شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمود: «این دین تا قیامت بر پا است و یا دوازده خلیفه بر شما می‌آید که همۀ شان از قریش هستند.» و هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «گروهی از مسلمانان کاخ سفید را که همانا کاخ کسری و اهل کسری است فتح می‌کنند.» و هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «پیش از قیامت دروغ‌گویانی می‌آیند که باید از آن‌ها حذر کنید،» هم‌چنان شنیدم که می‌فرمودند: «وقتی الله سبحانه وتعالی مالی را برای یکی از شما داد، باید(درمصرف و انفاق آن) از خود و خانوادۀ خود شروع کند.» و هم‌چنان شنیدم که می‌فرمود: «من بالای حوض(کوثر) منتظر شما هستم.»

این حدیث صحیح است و همین‌که در کتاب مسلم روایت شده به صحت آن کفایت می‌کند.

2- اما نسبت به تفسیر و توضیح این حدیث باید گفت که در این حدیث مسائل متعددی است که اولین مسأله این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم است: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ» که علماء در مورد مفهوم و معنی مقصود این بخش حدیث اختلاف دارند. قول راجح آن نظری است که ابن جوزی در "کشف المشکل من حدیث الصحیحین" در مورد این حدیث شریف در تحت بند سوم ذکر نموده و گفته است: «وجه سوم اینست که منظور از دوازده خلیفه در تمام مدت خلافت تا روز قیامت است که این خلفاء به صواب و حق عمل می‌نمایند؛ اگرچه پی درپی نیایند. گاهی مرد عادلی خلیفه می‌شود؛ اما بعد از آن کسی می‌آید که ظلم می‌کند؛ سپس بعد از آن کسی می‌آید که عدالت را رعایت می‌کند. به این ترتیب، عدالت و عدل دوازده نفر تا روز قیامت تمام می‌شود. روایتی‌که ابومنصور نقل نموده نیز به همین امر دلالت می‌کند. ابوبحر برای ما حدیث گفت که ابوالمجلد برایش گفته و بر آن قسم یاد نموده است:

«أَنه لَا تهْلك هَذِه الْأمة حَتَّى يكون فِيهَا اثْنَا عشر خَليفَة كلهم يعْمل بِالْهدى وَدين الْحق، مِنْهُم رجلَانِ من أهل بَيت النَّبِي ﷺ، يعِيش أحدهم أَرْبَعِينَ سنة والآخر ثَلَاثِينَ سنة»

ترجمه: یقیناً که این امت از بین نمی‌رود، مگر این‌که دوازده خلیفه بیاید که همۀ شان به هدایت و دین حق عمل می‌کنند. از این دوازده خلیفه دو نفرشان از اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند که یکی از ایشان چهل سال زندگی می‌کند و دیگری سی سال.»

نظر فوق رأی و نظر راجح‌تر است؛ اما الله سبحانه وتعالی از همه داناتر است؛ زیرا این حدیث می‌گوید: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ» پس سخن در مورد قیام دین تا روز قیامت است که تکمیل شدن دوازده خلیفه از قریش با این موضوع خلل وارد می‌کند؛ چنانچه خلفای بسیاری از قریش و غیر قریش حکومت نموده اند؛ لذا مناسب اینست که این حدیث بر دوازده خلیفۀ مخصوص از قریش حمل شود که این دوازده نفر تنها خلیفه نیستند که مانند سائر خلفاء به اسلام حکم کنند؛ بلکه آنان خلفای مخصوصی هستند که از سائر خلفاء متفاوت بوده و به عدل و حق بر منهج نبوت حکم می‌کنند. پس خلافت ایشان خلافتی است که به هدایت و دین حق عمل می‌شود. بعید نیست که خلفای راشدۀ اربعه از جملۀ همین خلفاء باشند و پنجم شان عمرابن عبدالعزیز باشد و در آینده با قیام خلافت بر منهج نبوت راشدۀ ثانی کسانی بیایند که به روش ایشان عمل کنند و همان طریقۀ ایشان را دنبال نمایند. یعنی خلفایی باشند که تا قام قیامت بر اسلام حکم کنند؛ سپس حکومت‌های جبریه‌ای که حاکم است، از بین برود  و خلافت بر منهج نبوت باز ‌گردد؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث نعمان بن بشیر به روایت حذیفه فرموده که در زمان این خلافت دوم بر منهج نبوت خلفاء بسیاری می‌آیند که به اسلام حکم می‌کنند که هفت نفرشان خلفای عادل و راشده بر منهج نبوت هستن؛ اگرچه عهد و زمان‌شان به صورت پی درپی نیست و به این ترتیب، دوازده خلیفۀ عادل بر منهج نبوت کامل می‌شود. این نظری است که من آن را ترجیح می‌دهم. الله سبحانه وتعالی از همه داناتر است.

3- اما معنی فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم: «عُصَيْبَةٌ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ» هدف از کاخ سفید همان کاخی است که در خود این حدیث شریف توضیح و تفسیر شده است؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در تفسیر آن فرموده است: «الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ بَيْتَ كِسْرَى أَوْ آلِ كِسْرَى»

پس معلوم است که منظور از کاخ سفید کاخ کسری است که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان عمر ابن خطاب رضی الله عنهم اجمعین فتح نمودند. در شرح نووی بر کتاب مسلم آمده است: «این گفتۀ رسول الله علیه وسلم عُصَيْبَة مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْت الْأَبْيَض بَيْت كِسْرَى، این از معجزات آشکار رسول الله صلی الله علیه وسلم است که آن را صحابه به لطف الله سبحانه وتعالی فتح کردند. و"عصیبة" تصغیر"عصبة" است که عبارت از جماعت است و"کسری" به کسر کاف و فتح کاف خوانده شده است.»

4- این گفتۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم: «إِنَّ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ فَاحْذَرُوهُمْ» علماء این قول را به وجوهات متعددی حمل نمودند که صاحب کتاب مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح به گونۀ ذیل ذکر نموده است:

«از جابربن سمرة روایت است که گفت شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: «إِنَّ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ» مظهر گفته است: منظور از کذابین کثرت جهل، قلت علم و وضع احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است که آن را افتراء می‌نمایند. هم‌چنان احتمال دارد که هدف از کذابین ادعای نبوت باشد؛ چنانچه در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، بعد از آن نیز می‌باشد. هم‌چنان احتمال دارد که منظور از آن‌ها جماعتی باشد که ادعای خواسته‌ها و تمایلات نفسانی خودشان را داشته باشند و این باورهای باطل شان را به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت دهند که همۀ شان اهل بدعت هستند؛ پس از ایشان حذر کنید.»

5- اما متباقی این حدیث را نووی در شرح‌اش به گونۀ ذیل توضیح داده است: «این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: "إِذَا أَعْطَى اللَّه أَحَدكُمْ خَيْراً فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ" مانند حدیث مبارک: "اِبْدَأْ بِنَفْسِك ثُمَّ بِمَنْ تَعُول" یعنی از خود شروع کن؛ سپس به اقاربی که به تو نسبت دارند. و این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: "أَنَا الْفَرَط عَلَى الْحَوْض" کلمه "فرط" به فتح راء به معنی سبقت گیرنده و منتظر برای آب دادن. فرط و فارط همان کسی است که در آب پیش‌گام قوم می‌شود تا آنچه به آن نیاز دارند آمده سازد.»

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

26 شوال1445ه.ق.

5 می2024م.

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

دیدار هفتم بلینکن در منطقه و گفتگوها در مورد غزه

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

یقیناً ما از این وضعیتی‌که به امت ما رسیده احساس درد می‌کنیم؛ اگرچه اطمینان داریم که این امت بهترین امت بوده و نابود نخواهد شد؛ چگونه احساس درد نکنیم که وزیرامریکا به یهودیت خود افتخار و رهبری ما امت را به دوش دارد؛ در حالی‌که ما آنان را من‌حیث متجاوز می‌شناسیم! حکام ما که رهبری مردم و امت را به عهده دارند، انسان‌های سبک مغزی هستند که حتی از اظهار علاقۀ شان به اسلام احساس شرمندگی می‌کنند تا مبادا متهم به تروریزم، تندروی و یهود ستیزی شوند! و طوری نشان می‌دهند که هم‌رکاب با نظام جهانی که امریکا آن را رهبری می‌کند هستند!

امریکا طوری برای این حکام آموخته که به جز این کلمات را به زبان نیاورند: «ما از جامعۀ بین‌المللی و شورای امنیت بین‌المللی می‌خواهیم که در این مورد وارد عمل شود.»، «از امریکا خواهان فشار ورد نمودن هستیم.» آنان با امریکا مشوره می‌کنند و از آنچه امریکا آنان را منع می‌کند، خود را باز می‌دارند و هرگاه امریکا از آنان تنازل و عقب‌نشینی را می‌خواهد تنازل می‌کنند؛ هرگاه از آنان فشار بر نیروهای مسلح در غزه می‌خواهد، به دستور وی لبیک می‌گویند. لذا آنان منافع رژیم یهود را رعایت می‌نمایند و طبق رضایت آن عمل می‌کنند. آنان متعهد به امنیت و حمایت و حفظ رژیم یهود هستند تا حاکمیت صلیبی جدید غرب را به صورت دائمی باقی نگهدارند که رهبری یهود نیز این مسائل را درک می‌کند و می‌گویند که ما از ارزش‌های غربی دفاع می‌کنیم.

رهبری یهود با امریکا بسان یک فرزند ناخلف رفتار می‌کند و روز به روز به قلدوری و حماقت شان افزوده شده و با حمله بر رفح و قتل بالاتر از ده‌ها هزار نفر که در غزه کشته شدند، تهدید می‌کنند و باز هم از ریختن خون مسلمانان سیر نشدند.

بلینکن، وزیر خارجۀ امریکا از زمان تجاوز یهود بالای غزه در روزهای 29 اپریل و 1 می 2024م با این سفر خود اقدام نمود تا از سعودی و بن سلمان، ولیعهد سعودی دیدار نماید. او در همایش اقتصاد جهانی که در ریاض برگذار شده بود گفت: «امریکا و سعودی در جریان همین ماه‌های نزدیک گذشته به شدت کار را جهت توافق عاد‌‌سازی بین سعودی واسرائیل اقدام نموده و این توافقی است که اجازۀ واشنگتن را برای ریاض در خصوص توافقات در مورد التزامات به دفاعیات و امنیت دوجانبه در بر دارد. این علاوه بر هم‌کاری‌های هسته‌ای بین این دو کشور است و امور تشکیل دهندۀ این توافق امریکائی-سعودی و تکمیل آن احتمالاً بسیار نزدیک است.» وی افزود: «برای پیش‌رفت این عادی‌سازی دو چیز لازم است: آرامی در غزه و انتخاب یک مسیر قابل اعتماد به سوی یک دولت فلسطینی.» این موقف‌گیری به هدف برانگیختن رژیم یهود به اطاعت از خواسته‎‌های امریکا می‌باشد و معنی آن اینست که او می‌خواهد موافقت رژیم یهود را برای توافق گیروگانان‌ها با حماس به دست آورد و به نظر می‌رسد که این مرحله نزدیک است.

سایت "اکسیوس" به تاریخ 3 می 2024م از مسئولین امریکائی نقل قول نموده و گفته است: «رئیس جمهور بایدن شخصاً در نشست توافق رهائی گیروگانان و توقف جنگ در غزه شرکت نموده، به سبب این‌که عمده‌ترین طرف‌دارانش قبل از انتخابات نسبت به آن انتقادات تندی نموده اند.» به همین دلیل وزیرخارجه‌اش را فرستاد که "برنز" مسئول مخابرات وی نیز آن را در این سفر دنبال نمود تا برای گفتگوهای جاری در قاهره هم‌زمان با آن بپیوندد و با هیأتی از جانب حماس برای افزایش فشارها برای دست یافتن به این عقد و یا توافق‌نامه صحبت نماید.

هیأت قطر نیز جهت پیوستن به این گفتگوها رسید و طوری به نظر می‌رسد که وساطت و پادرمیانی کنونی قطر در این زمینه نیز لازمی است. این مسأله بعد از آن اتفاق افتاد که عبدالرحمن آل ثانی وزیر خارجۀ قطر تهدید به توقف جنگ کرد. او محکوم‌کنان گفت: «با کشیدگی‌های سیاسی از جانب بعضی سیاسیون به هدف کمپاین‌های انتخاباتی از طریق توهین کردن نقش قطر موجود است.» وی اشاره به در خواست یکی از نماینده‌های دموکرات امریکائی مبنی بر رابطۀ کشورش با قطر نمود؛ کسی‌که با انتقادات نتنیاهو هم‌صدا شده وگفته است که قطر حماس را حمایت می‌کند و بالای آن به سرحدی فشار وارد نمی‌کند که برای رهائی گیروگانان کفایت کند. نتنیاهو انتقاد نموده گفته است: «نقش میانجی‌گیری محدود است، نمی‌تواند چیزی را پیشنهاد کند که اطراف این قضیه از آن خود داری نمایند.» پس امریکا است که از قطر خواسته تا رهبری حماس را در آغوش بگیرد و برای آن دفتر سیاسی در سال 2012م در دوحه باز نماید تا در صورت لزوم از این دفتر بالای حماس فشار وارد نماید. چنانچه حمد وزیر خارجۀ سابق قطر و تمیم امیر فعلی آن این مسأله را افشاء نموده است؛ مثل اینکه از قطر خواسته بود که نقشی را با حرکت طالبان بازی نماید و در سال 2013م دفتری را در قطر برای شان باز نماید و این دفتر را برای توافق با حرکت طالبان و سپس بیرون شدن از افغانستان استعمال کرد.

بلینکن از اردن دیدار نموده و با پادشاه آن که غلام غرب و یهود است، ملاقات نمود؛ چنانچه اردن یک میدان و یک قرارگاه برای حمل و نقل کمک‌ها به غزه می‌پندارد و گویا این سرزمین خط دفاعی رژیم یهود است که این موضوع در مسأله دفع موشک‌های ایرانی واضح می‌شود. قرارگاه اخیر رژیم یهود بود و با رهبری آن جمع شد تا بگوید که سعودی عادی‌سازی را قبول می‌کند و قیمت آن رسیدن به توافق در مورد غزه و عدم حمله بر رفح است و از ایشان خواسته و گفت: «لازم است پلان واضحی قبل از ورود به رفح پیش‌کش گردد.»

چنانچه امریکا ترس دارد که داخل شدن رژیم یهود در رفح مبادا منجر به ارتکاب کشتارهای جدید و واکنش‌های قوی داخلی مانند تظاهرات محصلان و انتقادات تند حامیان ادارۀ آن و باعث انتقادات جهانی شود؛ چنانچه افکار عمومی جهانی امریکا را به شراکت در این کشتارها متهم می‌کند. در جریان نشست آن با"هرتزوگ" رئیس رژیم یهود و با حکومت حربی آن گفت: «تا اکنون حماس مسئول عدم دست‌یابی به توافق بوده و حالا بر آن لازم است که پیشنهاد بسیار خوب طرح‌شده را برای آتش‌بس قبول کند.» به این شکل می‌خواهد رژیم یهود را راضی نماید تا این توافق را برای آتش‌بس جنگ غزه بپذیرد.

دلیل آن اینست که انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است؛ مثلاً طرف دموکرات‌ها بسیاری از طرف‌داران را از دست داده اند و او برای بدست آوردن آرای یهودیان و طرف‌دارانش نیاز دارد مخصوصاً طرف جمهوری خواهان که رقیب آنست از این برگه استفاده می‌کند؛ به گونه‌ای که بسیاری از امریکائی‌ها رژیم یهود را به دلیل ارزش‌های دینی آن تائید می‌نمایند. به دلیل این‌که رژیم یهود پایگاه مهم شان در خاورمیانه بوده و با اسلام و مسلمانان دشمنی دارد، با درک این‌که کشتار ده‌ها هزار انسان مسلمان اصلاً برای امریکا مهم نبوده، مگر این‌که در قضیه انتخابات و منافع منقطقه‌ای آن تأثیر داشته باشد.

امریکا ملیون‌ها انسان را در عراق و افغانستان را به قتل رسانده و زخمی نمود و اجازه داد تا مثل این مصیبت در سوریه به وقوع پیوندد. چنانچه دست نظام خون‌آشام سوریه، ایران و روسیه را باز گذاشت و فرصت داد تا برای حمایت مزدورش، بشاراسد جلو فعالیت‌های قهرمانانۀ مسلمانان سوریه را بگیرند. نزد بعضی سیاسیون آن بعضی تغییر موقف‌ها ایجاد شد، مثلاً بعضی شان از وظایف شان کناره‌گیری کردند و اکثر جوانان امریکائی احساسات ضد رژیم یهود دارند که جنایات آن را تحمل نکردند و این چیزی است ‌که رهبری رژیم یهود را نگران ساخته؛ زیرا این اولین باری است که در امریکا چنین احساساتی ایجاد شده است.

مصر نقش مؤثری در این خصوص دارد؛ زیرا مصر در مجاورت با غزه قرار داشته و بر شاهرگ صادرات و واردات موادغذائی شان حاکم بوده و اهل غزه را به اسارت و دربند گرفته تا رژیم یهود را از خود راضی نماید؛ چنانچه با وی توافق‌نامۀ صلح را مطابق به پلان امریکا منعقد نمود.

رژیم یهود با تمام حرص و علاقه تلاش خود را بر استمرار این توافق‌نامه نموده تا مصر راه به انزوا بکشد و تهدیدات احتمالی آن را از بین ببرد. لذا ممکن است که مصر نقش مؤثری بالای حماس و رژیم یهود بازی نماید. بناءً مصر به عنوان یک میانجی‌گر نقش فعال را با مشارکت قطر در تحت نظر امریکا در بین این دو طرف بازی می‌کند و اصلاً باکی ندارد که اهل غزه مسلمان بوده و نصرت شان بالای وی لازم است و هیچ گونه پروایی ندارد که یهود غاصب دشمنان آن بوده و اعلان جنگ بر ضد آن واجب است.

به این ترتیب، گفتگوهای اخیر در بین این طرف‌ها به تاریخ 4 می 2024م به هدف دست‌یافتن به توافق در قاهره آغاز گردید، بعد از این‌که رئیس جمهور امریکا در این مسأله پا در میان گذاشت و مستقیماً وزیر خارجۀ خود را برای زمینه‌سازی این توافق‌ ارسال نموده و به تعقیب آن رئیس مخابراتش را نیز برای نظارت آن ارسال نمود و تمام تمرکز خود را برای تکمیل این توافق نموده است؛ زیرا تداوم وضع غزه بر این حالت و تهدیدات یهود مبنی بر حمله بر رفح بر ریاست جمهوری آن تأثیر گذاشته و طوری به نظر می‌رسد که این مرتبه این توافق به پایان خواهد رسید. با تأسف که حماس تنازل نموده و راه‌حل ایجاد دو دولت را قبول نموده است و این تنازل بعد از این همه قربانی‌ها چی یک قیامت بزرگی است؛ اما این حالت ما را ناامید نکرده؛ بلکه اعتماد و باورمندی ما را قوی‌تر ساخته و ثابت می‌سازد که جز اقامۀ خلافت اسلامی بر منهج نبوت راه‌حل دیگری برای رفع این مشکلات وجود ندارد.

برگرفته از شمارۀ 494 جریدۀ الرأیه

نویسنده:استاد اسعد منصور

شوال 1445ه.ق.

8 می 2024م.

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

خیر القرون

(ترجمه)

عبدالله بن مسعود رضی‌الله عنه از رسول الله صلی‌الله علیه وسلم روایت می‌کند که فرمودند:

«خير الناس قرني ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم.» (رواه البخاري)

ترجمه: بهترین مردم، کسانی هستند که در عهد و زمان من زندگی می‌کنند (صحابه) و بعد، کسانی که بعد از آن‌ها می‌آیند (تابعین) و سپس کسانی که پس از آن‌ها می‌آیند (تبع تابعین)

بهترین مردم صحابه، تابعین و تبع تابعین هستند که دین اسلام را به ما رسانیدند. از این‌رو رسول الله صلی الله علیه وسلم آنان را ستوده و حتی عهد و زمانی را که در آن می‌زیستند، نیز توصیف نموده است؛ زیرا صدق و صلاح آن‌ها به معنای نیکی دوران‌شان است. این همان چیزی است که تابعی بزرگ، قاسم بن مخیمره رحمه الله به وضوح بیان کرد است. او فرمود: «صلاح دوران شما متناسب به صلاح حکومت شماست. بنابراین،  هرگاه حکومت شما صالح باشد، زمان شما نیز صالح است و هرگاه حکومت شما فاسد باشد زمان شما نیز فاسد است.» به این خاطر است که عزت انتقال این دین نصیب آنان شد.

حقیقتی که در این حدیث شریف بیان شده، این روزها با چشمان خود شاهدش هستیم. زیرا در این قرن‌ها هیچ خیریتی باقی نمانده و به چنان وضعیت ناگواری دچار شده‌ایم که فقط الله از حقیقت آن آگاه است.

پس وقتی که می‌بینیم علماء و مفکران امروزی امت اسلامی، خودشان را به شیطان‌های خود فروخته‌اند، نباید تعجب کنیم؛ زیرا در وجود کسی‌که در مقابل دعوت‌گران راه حق و بهترین امتی که برای هدایت مردم بیرون شده است، به مبارزه می‌پردازد، چه خیری وجود دارد؟

خیر بودن این روزها در چیست؛ در حالی‌که قرآن مهجور قرار گرفته و به آن عمل نمی‌شود؟ در این قرن‌ها چه خیری وجود دارد، حال آن‌که عزت و شکوه امت اسلامی به سبب حُکام آن به لجن‌زار فساد افکنده شده و امت تابع دشمن خود شده و از دستورات آن پیروی می‌کند؟  

در قرنی‌که حکام امت به دشمن آن تبدیل شده و علیه آن مکر و حیله می‌کند، چه خیری وجود دارد؟ خیر در کجاست، حال آن‌که امت اسلامی یک قرن است بدون خلیفه به سر می‌برد، خلیفه ای که پشت سر او جنگیده شده و به آن پناه جسته می‌شود؟

پروردگارا! خلافت راشده بر منهج نبوت را بر ما عنایت فرما تا به وسیلهٔ آن مشکلات و دشواری‌های مسلمانان بهبود یافته و بلاها و مصیبت‌ها از آنان برطرف گردد! پروردگارا! زمین را با نور وجه کریمت منور گردان! اللهم آمین آمین!

مترجم: عبدالرحمن مستنصر

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه