سه شنبه, ۱۳ جمادی الثانی ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۱/۰۱/۲۶م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

تطبیق احکام و تجربه حکام

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

بعضی­ها پیرامون میزان عملکرد و استطاعت ایران و ترکیه در واکنش با تحریم­ها از سوی امریکا و اروپا و یا هم از سوی هر دوی شان سوال می­کنند. آیا کدام چیزی وجود دارد که سیاست و توانمندی عملکرد آنان را برای نجات سرزمین­های شان از تحریم­های بین المللی که بر هر دو وضع می­شود را نشان دهد؟ به عنوان مثال اگر به جای اردوغان می­بودی علیه این تحریم­ها چه چه واکنشی انجام می­دادی؟

سوالات زیادی در ارتباط به تهدیدهای کشورهای ابرقدرت جهان که متوجه ایران و ترکیه است مطرح می­شود؛ هرچند که منافع شان نسبت به این دو دولت متفاوت می­باشد. بعضی­ها ادعا دارند که قلت تجربه کافی رهبران سیاست­مدار ایران و ترکیه و ارزیابی غلط شان نسبت به اوضاع و شرایط بین المللی یگانه سبب تحریم­های بین المللی است که با آن دست و پنجه نرم می­کنند. در حقیقت سبب دیگری وجود دارد که مهم­تر از آن بوده و پشت ضعف هر یک از ایران، ترکیه و باقی دولت­های حاکم در سرزمین­های اسلامی قرار دارد که آنرا می­توان به شرح ذیل بیان نمود:

در اینجا دو چیز بسیار مهم وجود دارد که دانستن آن به شکل صحیح و درست لازم و ضروری بوده و باید که به دقت از همدیگر متمایز گردند:

1. احکام اسلام در سیاست خارجی و داخلی؛

2. تجربه کافی حکام و توانمندی سیاسی آنان.

بدون شک اسلام از طریق تطبیق احکام شرعی خود در سیاست داخلی و خارجی در دولت(خلافت) مصونیت کافی برای مقاومت در برابر بحران­ها (تحریم­ها، جنگ­ها، سختی­ها و...) را داده است. هرگاه دولت در قوانین­ سیاسی داخلی و خارجی خود احکام اسلام را تبنی کند، برایش قدرت کافی برای حمایت از خود و پیروانانش تولید شده و دژ محکمی پدید می­آید که توسط آن می­توان شر و بدی استعمارگران را از خود دفع کرد.

به عنوان مثال در سیاست داخلی: اقتصاد در دولت اسلامی هرگز مبتنی بر ربا و بازارهای سهام نیست تا بازارهای دولت و اقتصاد را بازیچه دست ابرقدرت­های جهان گرداند؛ بلکه واحد پولی آن طلا و نقره می­باشد؛ نه کاغذهای نقدی که هیچ قیمت و پشتیبانه اقتصادی ندارد و نیز در دولت اسلامی شرکت­های جهانی قاره پیما از سوء استفاده نمودن بازارهای دولت و نشر فقر و نیازمندی بازداشته می­شوند. لشکر در دولت خلافت متمسک و مبتنی بر عقیده اسلامی و تثقیف شده به احکام عملی اسلام می­باشد که تو آن را به مثابه یک قشر جامد غیر قابل نفوذ خواهی یافت که ثابت قدم بوده و برای قربانی دادن آماده می­باشد و تمام ساز و برگ لشکر بدست خلیفه بوده که هیچ ارتباطی به داونینگ استریت، واشنگتن، پاریس و سفارت‌خانه­های غربی نمی­داشته باشد... .

مثال‌های متذکره فوق، نمایان­گر کیفیت تطبیق احکام اسلام در سیاست داخلی و خارجی برای دولت و مردم آن بوده و برتری حاکمیت دولت اسلامی را نسبت به حاکمیت دولت­های ابرقدرت جهان و کیفیت رسیده­گی شان را با لشکر و بازارهای اقتصادی واضح می­سازد.

در سیاست خارجی: احکام اسلام از اشتراک دولت در پیمان­ها و سازمان­های استعماریی همچو ناتو، سازمان ملل و برادران‌شان به دلیل این­که از حکام دولت اسلامی و تصمیمات سیاسی شان سوء استفاده می­کنند، جلوگیری می­کند. همان­طوری‌که قانون اساسی دولت از قرضه گرفتن از بانک جهانی و صندوق نقدی پول دو دولتی که دولت­های دیگر را گروگان مستعمرین می­گرداند مانع می­شود.

از این مثال­ها نتیجه­گیری می­شود که با تطبیق احکام اسلام در عرصه سیاست داخلی وخارجی؛ دولت از بازیچه شدن در دست دولت­های دیگر نجات یافته و با تطبیق همین احکام اسلامی؛ هیبت و شکوه برای دولت و مردم پدید آمده که به واسطه آن دولت می­تواند از خود و مردم خود در برابر بحران­ها و ناهنجاری­ها دفاع نماید.

چون­ این دولت به دعوت الهی لبیک گفته و احکامش را بطور همه جانبه چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی عملی می­سازد. الله سبحانه وتعالی از این دولت رضایت داشته، آن را بر مستعمرین چیره می­گرداند و بعد از هر سختی که متحمل شود آسانی قرار می­دهد و بعد از هر درد و رنج هم برایش خوشحالی نصیب می­گرداند.

﴿إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾ [محمد: 7]

ترجمه: اگر (دین) الله (سبحانه وتعالی) را یاری کنید، وی شما را یاری می­کند (و بر دشمنان تان پیروز می­گرداند) و گام‌های تان استوار می­دارد (و کار و بارتان را استقرار می­بخشد).

اما نقطه دوم و مهم تجربه کافی حکام و توانمندی سیاسی آنان می­باشد. بدون شک که قدرت حاکم در پیش­برد دولت اسلامی و توانمندی آن در اعمال سیاسی هم‌چو استفاده از مانورها و تله­های بین‌المللی و قدرت برجسته آن در اعمال دیپلوماسی؛ دولت را قادر می­سازد تا که قلمرو خویش را گسترش بخشیده، سرزمین­ها را فتح و دیگران وادار به گردن نهادن در تحت چتر دولت اسلامی گرداند. در این زمینه مثال­های واقعی وجود دارد که می­توان به نبوغ فکری، شجاعت و قدرت ابوبکر صدیق و عمر بن الخطاب رضی الله عنهما اشاره کرد که با استفاده از نبوغ فکری، شجاعت و قدرت‌شان توانستند که به حیات بزرگ‌ترین امپراطوری­های عصرشان نقطه پایان گذاشته و قلمرو دولت‌شان را وسیع گردانند.

اکنون برای ما واضح شد که رمز موفقیت دولت­ها در دو چیز نهفته است: اولاً قوانین اساسی آن و ثانیا تجربه کافی رهبران و توانمندی سیاسی آن.

 قانون اساسی زیر بنای یک دولت را تشکیل می­دهد و هیچ رهبر و حاکم -هر قدر که تجربه و قدرت سیاسی داشته باشد- باز هم نمی­تواند که از دولت، مردم و تصمیمات سیاسی خود حمایت و دفاع کند و نه هم می­تواند که قلمرو دولت خود را گسترش بخشد و یا هم از یک جا به جای دیگر انتقال دهد، مگر این­که مبنی قانون اساسی آن چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی، عقیده و میراث مردم باشد و این عقیده در نزد مسلمانان عقیده اسلام می­باشد؛ نه قوانین فرانسه، انگلیس و یا هم قوانین سازمان­های بین‌المللی.پس می­باست که اساس قوانین در دولت اسلامی مبتنی بر عقیده اسلامی باشد.

قوانین اساسی است که حصانت، مصونیت و مقاومت را پدید می­آورد، سکتورهای اقتصادی، تعلیمی و نظامی را شگوفا ساخته و امت را برجسته می­گرداند و از میان‌شان رهبرانی را بزرگ نموده و تقدیم جامعه می­نماید. لذا، لازم است که از یک حقیقت بسیار مهم با خبر شویم و آن این­که؛ تجربه حکام و توانمندی سیاسی شان در صورتی مفید واقع می­شود که از آن در تطبیق احکام اسلام در سیاست داخلی و خارجی استفاده نمایند. در غیر این­صورت داشتن تجربه و توانمندی سیاسی برای حکام به جز این­که آنان را به سرعت بسوی مزدوران حلقه بگوش دولت­های ابر قدرت جهان بکشاند و یا هم آنان را در کشتی‌شان سوار نماید هیچ فایده­ای دیگری در پی نخواهد داشت مثل وضعیت حاکم در ترکیه و ایران.

نویسنده: فرج ممدوح

مترجم: محمد مزمل  

ادامه مطلب...

ببین؛ تفاوت از کجا تا به کجاست: بین اجداد ما که با فرشتگان نشسته‌اند و کسانی‌که با کافران نشسته‌اند تا قوانین کفر را به آن‌ها بیاموزند!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

امروز، وزارت عدلیه/دادگستری یک برنامۀ آموزشی را در زمینۀ مقدمۀ پیش‌نویس قانون، با حمایت از برنامۀ توسعوی سازمان ملل برگزار کرد که توسط کارشناس حقوقی در زمینۀ تهیۀ قانون، توافق‌نامه‌ها و قراردادها، پروفیسور ویلیام ادوار کوثر، به تعدادی از مشاوران در وزارت عدلیه ارایه شد و کارشناس بر اهمیت مشارکت کارشناسان حقوقی در روند تدوین قوانین، لوایح و دساتیر اساسی تأکید کرد و افزود که هیچ تغییری در قوانین جز با مشارکت همه مقامات ذیربط اعمال نمی‌شود. وی هم‌چنین بر لزوم بهره‌مندی از تجربیات سایر کشورها در امر قانون‌گذاری تأکید نمود. ویلیام با ارایۀ توضیحات جامع از اصطلاح سیاست عمومی، خاطرنشان کرد که برنامۀ قانون‌گذاری روندی مداوم و دائمی است که برای غلبه بر همه معضلات و اطمینان از دقت در رأی‌زنی‌های فرایند قانون‌گذاری، متخصصان حقوقی باید دست در دست هم کار کنند. در پایان، ویلیام بر اهمیت جذب جوانان و استفاده از آن‌ها در مرحلۀ انتقالی و قانون‌گذاری تأکید نمود تا باشد که آن‌ها در شکل‌گیری آیندۀ خود نقشی داشته باشند. (منبع: سونا 21/12/2020م)

یک مبارزۀ آشکار توسط دولت دورۀ انتقالی در مقابل شریعت الله سبحانه وتعالی بدون شرم و ابهام جریان دارد، زیرا فضای گسترده‌ای را برای کافران جهت تغییر قوانین برای مطابقت با دیدگاه غرب باز می‌نماید و غربی‌های را مهمانداری می‌کند که آن‌ها را آموزش می‌دهند و نظریه‌پردازی در مورد چگونگی ساخت و تدوین این قوانین به عنوان یک روند دوامدار کرده و تأکید بر لزوم مشارکت جوانان در این امر دارند. ما این کافر را مقصر نمی‌دانیم؛ زیرا او منکر آن چیزی است که برای رسول الله صلی الله علیه وسلم نازل شده..، اما حال مردم مسلمان چیست که او را می‌آورند تا به ما بیاموزد که چگونه قوانین وضع کنیم؟ چه کسی آن را وضع می‌کند و آن را می‌سازد؟! ما برای همه جهان یک ایدیولوژی و دستور اساسی داریم که قرآن پروردگار و سنت پیامبر ما صلی الله علیه وسلم است؟!

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾ [سوره توبه، آیۀ 33]

ترجمه: ‏الله آن ذاتی است كه پيغمبر خود (محمّد صلی الله علیه وسلم) را همراه با هدايت و دين راستين (به ميان مردم) روانه كرده است تا اين آئين (كامل و شامل) را بر همه آئين‌ها پيروز گرداند (و به منصّه ظهورش رساند) هرچند كه مشركان نپسندند.‏

به جای این‌که حکام سودان با تطبیق شریعت الله سبحانه وتعالی برای پیروزی این دین و رسیدنش به منصۀ ظهور تلاش کنند، در این‌جا آن‌ها با کسانی می‌نشینند که قوانین کفر را به آنان می‌آموزند. پس بین جلسۀ که شیاطین جنی و انسی آن را تحت پوشش قرار داده اند تا جلسه‌ای که در آن جایگاه بشر رفعت پیدا نموده و فرشتگان همنشین آن باشند، بسیار فرق است.

در حدیث صحیحی‌که مسلم دربارۀ آمدن جبرئیل و ملاقات او با رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه نقل کرده، حدیث با عظمتی است که شامل شرح کل دین می‌باشد و به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم در پایان فرمودند:

«هَذَا جِبْرِيلُ أَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ دِينَكُمْ»

ترجمه: این جبرئیل بود، آمده بود تا دین شما را برای تان بیاموزد.

امروزه ویلیام کوثر بر اساس دیدگاه غرب از قانون به عنوان نتیجۀ توسعۀ طبیعی که نظر این گروه را بیان می‌کند و به دولت دورۀ انتقالی نسبیت و تغییر قوانین و بی‌ثباتی آن‌ها را آموزش می‌دهد. بناءً قانون غرب در واقعیت خود و با اعتراف حقوق‌دانان آن قانون ویژه‌ای است که نتیجۀ برخی شرایط اجتماعی و تاریخی می‌باشد. این امر باعث شد تا قانون‌گذار غربی در تدوین قوانین ساخته شده توسط بشر مبتنی بر قواعد کاملاً عقلی، مانند عدالت و ضمیر ناشی از خود انسان، به احکام نظریۀ «قانون طبیعی» رهنمون گردد.

جای تعجب نیست که غرب خلای فکری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را که سودان از آن رنج می‌برد، پر کرده است؛ چرا که این عرصه برای غرب و نظام وضعی آن خالی گذاشته شده است. به همین اساس آن‌چه را که از اثرات ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اسلامی باقی مانده است تحریف می‌کند تا نقص فکری در جامعه ایجاد نموده و نظام‌ها و قوانین غربی بتواند حاکم شود! و هرگاه از اسلام یاد شود، از ظلم نظام انقاذ یاد می‌گردد، زیرا قوانین و اساسات اسلامی بیش از سی سال در واقعیت سیاسی و قانون‌گذاری مردم هیچ أثری نداشته است.

وضعیت واکنش در مفاهیم امروزه در حال تعمیق است، آنچه توسط وزارت عدلیه سودان انجام می‎شود و نتیجۀ آن تصویب قوانین غربی بدون توجه به تناقض آن با احکام شرع اسلامی است و در این زمینه من از آنچه در بسیج مردم در سودان برای پذیرفتن هر آن‌چه از غرب به عنوان یک درمان می‌بینم، دلهره دارم؛ با وجودی‌که در خود غرب بی‌فایده بوده است! آن‌چه تعجب‌آور است این‌که اکثر آن‌ها هنگام تطبیق فلسفۀ قانون‌گذاری غربی در غرب، به تأثیر آشکار آن توجه نکردند؛ این فلسفه که تقریباً بیشتر مقررات قانون اساسی دورۀ انتقالی را تحت پوشش گرفته است و تقریباً فلسفۀ دیگری را که ممکن در برخی از مقالات ظاهر شود، از بین می‌برد و عجیب‌تر که این قانون اساسی یک قانون بلاتکلیف بوده و با نصوص قطعی اسلام مخالف می‌باشد. تناقض کاملاً واضحی وجود دارد بین فلسفۀ تشریعی اسلام، که بر اساس "لا اله الا الله و محمد رسول الله" بوده و قانون‌گذاری را فقط از برای الله سبحانه و تعالی می‌داند تا فلسفۀ غرب که بر اساس چندین قاعده است. مهم‌ترین آن‌ها حفظ آزادی فرد، جدا کردن دین از زندگی، نسبیت قوانین، قانون‌گذاری و آزادی‌ها، آزادی اندیشه در فکر غربی یک اصل اساسی برای ظهور جوامع به شمار می‌رود و اساس ساختار وجود سیاسی است که هدف شان محدود به حفظ آن‌ها است. اما هنگامی‌که انسان مجبور به زندگی در یک جماعت شود نیاز به یک دولت دارد که صلاحیت تنظیم امور خود را داشته باشد و قانون‌گذاری باید با فکرۀ سازش قدرت و آزادی پیوند بخورد. بنابراین قانون‌گذاری (تنظیم زندگی بین قدرت و آزادی در چارچوب دولت_امت) را در پیش گرفت. نتیجۀ این امر ایجاد قاعدۀ تفکیک قوا، برای جلوگیری از استبداد فردی است و تأثیر این فکره در یک فصل کامل از سند قانون اساسی آشکار شد که نام حقوق و آزادی را حمل می‌کند، همان‌طور که در تأکید بر موضوع تفکیک قوا در این قانون اساسی ظاهر گردید.

این در تضاد کامل با اسلام است، که از آزادی دادن به فرد یا محدود کردن آزادی او شروع نشده، بلکه از این اساس آغاز شد که هر مشکلی در ابتدا یک مشکل انسانی است و آن را برای این شخص معالجه کرد، به عنوان فردی‌که غرایز و نیازهای مختلف دارد و خالق انسان به این غرایز و نیازها آگاه تر است:

﴿أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾ [سوره ملک آیۀ 14]

ترجمه: مگر کسی‌که مردمان را می‌آفریند (حال و وضع ایشان را) نمی داند و حال این که او دقیق و باری‌ بین بس آگاهی است؟!

بنابراین حکم شرعی عبارت از خطاب شارع متعلق به افعال بندگان است و آن مقیاس اعمال می‌باشد؛ نه آزادی یا هر چیز دیگر. آزادی را نمی‌توان پایه‌ی عملی برای ساختن قانون قرار داد. اگر آزادی شخصی با شروع آزادی دیگران به پایان برسد، این بدان معناست که آزادی برای کسی وجود ندارد که هرکاری بخواهد انجام دهد. واقعیت این است که آزادی در جوامع غربی با محدودیت‌های قانونی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی محدود شده است که کاملاً آن را از محتوای که مردم را مجذوب خود می‌کند، بیرون ساخته و آن را به عنوان یک کلمۀ قرار داده که صرف شیفته‌گان تمدن غرب مانند حاکمان سودان می‌سرایند! چنان‌که نظام  غربی در قانون جدایی دین از دولت که پس از درگیری خونین بین اندیشمندان و کلیسا اتفاق افتاد، با اسلام در تضاد است که باعث شد اروپا زمانی قانون دائمی و پایدار داشته باشد و قوانین ثابت مذهبی برداشته شود. بنابراین قانون‌گذاری به بیان افکار عمومی تبدیل گردید و قانون تابع خواسته‌ها و نیازهای مردم شد به طور رسمی، مردم منشأ قوانین گردیدند و نظام دموکراسی بر حق مردم در تصویب قوانین خود به عنوان بخشی از قاعدۀ حاکمیت مردم تمرکز کرد.

تحت تأثیر این فکره، وضع ماده‌ای به وجود آمد که حاکمیت را برای مردم قرار دهد، که در آن سیادت از مردم و قدرت برای دولت طبق مفاد سند قانون اساسی اعمال می‌کند، که عالی‌ترین قانون در سرزمین‌ها به شمار می‌رود و مفاد آن بر همه قوانین غلبه دارد؛ و مفاد قوانینی‌که با مفاد این سند قانون اساسی مغایرت نماید، لغو یا تعدیل می‌شود تا آنجا که تعارض را از بین ببرد. این متن اساس جدایی دین از دولت و حذف دین اسلام از واقعیت دولت، قانون اساسی و قوانین می‌باشد.

چگونه مردم می‌توانند قوانینی وضع کنند؛ در حالی‌که عقل انسان موازین ثابتی نداشته و تحقق قانون‌گذاری جز با استفاده از قانون‌گذاری پروردگار بشر ممکن نیست؟ به همین ترتیب، اصل جدایی دین از دولت ایدیولوژی مبتنی بر تحقیق و اثبات عقلانی نیست. با وجود آن غرب قانون‌گذاری خود را جهانی کرده و جهان را در گلوگاه جدایی دین از زندگی قرار داده است. این یک نظریۀ مبتنی بر تحقیقات و شواهد نیست، بلکه یک راه حل وسط با پذیرش دین همراه با جدائی آن از زندگی است.

آن‌چه که در آن تردیدی نیست این‌که جدائی دین از دولت با فطرت انسان در تضاد بوده و انسان کل غیر قابل تجزیه است که نمی‌توان عقیده و احساسات او را از اعمال و تصرفاتش به طور دائم جدا کرد. این جمله که سیادت و اختیار صدور قانون از امت است، با دلایل شرعی از کتاب الله و سنت رسول الله که قانون‌گذاری برای هر شخص دیگری غیر از الله سبحانه وتعالی منع می‌کند، مغایرت و تناقض دارد. الله سبحانه وتعالی فرموده است:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ﴾ [سوره احزاب آیۀ 36]

ترجمه: هيچ مرد و زن مؤمني، در كاري كه الله و پيامبرش داوري كرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختياري از خود در آن ندارند (و اراده ايشان بايد تابع اراده الله و رسول باشد).

حقیقت این است که مردم، چنانکه ایدیولوژیست‌های سرمایه‌دار غربی ادعا می‌کنند، قانون‌گذار نیستند؛ بلکه قانون‌گذاری منحصر به تعداد محدودی در پارلمان یا کمیتۀ خبرگان است. پس نسبت دادن قوانین به مردم صحیح نیست، زیرا این امر با واقعیت مغایرت دارد، حتی اگر این قوانین یا قانون اساسی پس از همه‌پرسی عمومی دربارۀ آن‌ها تصویب شود. از آن‌جا که قانون اساسی از مجموعه‌ای مواد تشکیل شده که در آن مسائل پیچیده‌ای وجود دارد و فقط متخصصان آن را می‌دانند و از طرفی دیگر توافق یا اعتراض بقیه افرادی‌که متخصص نیستند هیچ ارزشی ندارد. به همین ترتیب، موافقت موافق به معنای موافقت حقیقی نیست؛ زیرا تحت فشار احزاب اطراف بیرونی یا تأثیر ابزار رسانه‌ای در شکل‌گیری افکار عمومی است. در پایان، تصویب یک قانون اساسی در یک دورۀ معین، با وجود تصویب اکثریت افراد حاضر در آن دوره بدون ارزش است.

این‌ها برجسته‌ترین تناقضاتی است که در اندیشۀ قانون‌گذاری غرب وجود داشته و در کل با شریعت حنیف الهی بصورت اجمالی و تفصیلی مغایرت دارد و دولت سودان با واردن کردن فلسفۀ غربی که امروز قوانین حاکم بر آن بنا شده موافقت کرده است. اما مردم سودان مسلمان هستند و کسانی‌که بالای مردم بر اساس اعتقادات، باورها و آن‌چه از آن نشأت کرده حاکمیت نمی‌کنند، باید به زودی نابود گردند.

نویسنده: غاده عبد الجبار (أم أواب) ـ ولایه سودان

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

ابهاماتی در ارتباط به شناخت موقف بین‌المللی

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

 برخی در ارتباط براین‌که در صورت ایجاد تغییر در موقف بین‌المللی، جهان در چه وضعیتی قرار خواهد داشت، چنین پرسش‌هایی را مطرح می‌سازند: آیا امریکا از لحاظ استراتیژیک دچار خساراتی نخواهد شد؟ آیا امریکا از لحاظ اقصادی و فرهنگی ضعیف خواهدشد؟ آیا امریکا از مفکورۀ حاکمیت بر جهان عقب‌نشینی‌خواهد کرد؟ آن‌هم پس از این‌که در دوران محافظه کاران نوینش از تطبیق آن عاجز بوده است.

برای پاسخ به این پرسش‌ها، ناگزیر باید بر قسمت مهم از شناخت موقف بین‌المللی تمرکز نمود و آن‌ این‌که موقف بین‌المللی به مفهوم مزاحمت دولت‌های بزرگ برای دولت اول جهان بر سر مرکزیت آن می‌باشد. اگر بر این مفهوم اندکی تعمق صورت گیرد، چند نکتۀ مهم و مشخصی را خواهیم دانست:

1. طبعاً نسبت به دولت اول جهان شناخت وجود دارد، زیرا بقیه دولت‌های بزرگ برایش مزاحمت ایجاد می‌نمایند، مانند دولت کنونی امریکا که دولت اول جهان می‌باشد. ایجاد دولت اول در جهان یک پدیدۀ جدیدی نیست. مصر در گذشته دولت اول جهان بود و دولت آشور در عراق برایش در این زمینه مزاحمت ایجاد می‌نمود. دولت روم دولت اول جهان بود، دولت فارس برایش در این زمینه مزاحمت می‌نمود. دولت خلافت از دوران خلفای راشدین تا جنگ‌های صلیبی دولت اول جهان بود، اما هیچ مزاحمی تا آن زمان نداشت. دولت عثمانی به عنوان دولت اسلامی خلافت، به مدت سه قرن دولت اول جهان بود و تا نیم قرن شانزدهم میلادی هیچ مزاحمی نداشت. پیش از جنگ جهانی اول آلمان دولت اول جهان بود، انگلیس و فرانسه برایش در این زمینه مزاحمت می‌نمودند. پس از جنگ جهانی اول انگلیس دولت اول جهان بود. دولت فرانسه برایش در این زمینه مزاحمت می‌نمود و همانگونه تا اندکی پیش از جنگ جهانی دوم آلمان برایش در این زمینه مزاحمت می‌نمود و نزدیک بود که آلمان بار دیگر دولت اول جهان شود؛ اما جنگ جهانی دوم شروع شد. امریکا وارد این جنگ شده و پس از پایان جنگ در ترسیم و تأثیر گذاری بالای سیاست بین‌المللی و موقف بین‌المللی داشت، تبدیل به قدرت اول جهان شد، طوری‌که در کشاندن سیاست‌های بین‌المللی به سمت خودش، تواناترین دولت بود، موقف بین‌المللی را در کنترل خود در آورد و هیچ قراری به امضاء نخواهد رسید و هیچ قضیه‌ای رقم نخواهد خورد؛ مگر به خواست امریکا. اما با این‌‌هم اتحاد شوروی آن زمان، انگلیس و فرانسه همواره تلاش داشتند تا برایش در این زمینه مزاحمت ایجاد نمایند و تاجایی در تأثیرگذاری بالای سیاست بین‌المللی با آن سهیم بودند، هریک بر حسب توان و قدرت خویش، اتحاد شوری تأثیر قوی‌تری داشت و انگلیس ضعیف‌تر.

2. موقف بین‌المللی به گونه آهسته تغییر می‌کند، یعنی شاید در یک قرن یک الی دو و یا سه مرتبه و یا کم و بیش تغییر کند. بنابر این برای دستیابی به آگاهی سیاسی نسبت به موقف بین‌المللی پیش‌روی، باید همواره موقف بین‌المللی را دنبال کرده، حوادث و وقایع مربوط به آن را  نیز زیر نظر داشت، زیرا در غیر آن دولت‌ها و سیاسیون  از شناخت جهان و تأثیر بر آن بسیار بدور خواهند بود.

3. برخی از حوادث جدیدی در ارتباط به موقف بین‌المللی به وقوع پیوسته و برای دنبال کنندۀ آن روشن می‌سازد که موقف بین‌المللی در چند سال آینده تغییر خواهد کرد. حال شاید این تغییر 5 سال و 10 سال و یا چند سال بعد ایجاد شود، اما به هر حال در این‌که این تغییر آمدنی می‌باشد، شکی نیست. تنها چیزی‌که مبهم است طبعاً زمان وقوع آن می‌باشد. با این حال پیش از این‌که دولت اول جهان به عنوان دولت اول جهان از جایگاهش پایین کشانده شده و دولت دیگری جای آن را بگیرد، گفته نمی‌شود که موقف بین‌المللی تغییر یافته است؛ بلکه در این صورت گفته می‌شود که دولت اول جهان ثبات‌اش را از دست داده است، اقتدار دولت اول ضعیف شده است، یا گفته می‌شود که موقف بین‌المللی حتماً تغییر خواهد کرد، اما چه زمانی؛ طبعاً کسی نخواهد دانست. بنابر این اکنون نیز باید گفت که موقف بین‌المللی هنوز تغییر نکرده است، زیرا دولت اول هنوز دولت اول جهان بوده و با وجود ضعف و انزوایی‌که دچار آن شده، دولت دیگری جایگاه آن را نگرفته است؛ چون در میان تغییر موقف بین‌المللی و بی‌ثباتی دولت اول جهان تفاوت زیادی وجود دارد.

چیزی‌که دولت اول جهان را در بی‌ثباتی قرار می‌دهد، موارد زیادی می‌باشد که برخی از آن‌ها عبارت اند از: ایجاد پیمان‎های سیاسی یا اقتصادی سازمان‌هایی‌که تمام و یا برخی از دولت‌های بزرگ و مزاحم دولت اول جهان را در گرد خود آورده است؛ مانند سازمان همکاری شانگهای و اتحادیۀ اروپا. رقابت یک پول جدید با پول دولت اول جهان یک نشانه‌ای  مورد توجه و یک عامل جدید و فعّال از عوامل بی‌ثبات کنندۀ دولت اول می‌باشد، مانند یورو.  ضعف اقتصادی و فرهنگی دولت اول جهان به دلیل اقدامات و سیاست‌های اشتباه اقتصادی آن، مانند وضعیت کنونی امریکا که بازارهای آن بر توهم مبتنی بوده، تأمین کننده و انبار واقعی ندارند. هم‌چنین یکی از مواردی است که دولت اول جهان را در بی‌ثباتی قرار می‌دهد و همان‌طور پیشی‌گرفتن یک دولت در یک میدان مشخص از دولت اول جهان، مانند برتری چین بر امریکا در برخی از میدان‌های کسب درامد و قرارگرفتن آن به جای امریکا در این میدان؛ چون حوزۀ تکنالوژی G5 و غیر آن.

 این مثال‌ها وقایع جدید و مهمی می‌باشند که به صورت واضح و روشن دلالت براین دارند که موقف بین‌المللی به زودی تغییر خواهد کرد، زیرا موقف بین‌المللی به شدت در بی‌ثباتی قرار داشته و در حال عقب نشینی می‌باشد. اما تنها پرسشی‌که هنوز بی پاسخ مانده این است که موقف بین‌المللی برای مصلحت چه کسی تغییر خواهد یافت؟ در این ارتباط باید گفت: این به قدرت و فعالیت دولت‌های رقیب و مزاحم دولت اول جهان بستگی دارد. دولتی‌که در جایگاه دولت اول قرار می‌گیرد، باید در بیشتر میدان‌های مرتبط به پایان کشیدن دولت اول از جایگاه آن، از دولت‌های دیگر پیشی‌ گرفته و در این میدان از آمادگی وقدرت برتری برخوردار باشد.

به همین دلیل در حال حاضر گفته نمی‌توان که موقف بین‌المللی تغییریافته است، زیرا امریکا تا هنوز دولت اول جهان است. اما می‌توان گفت که امریکا در جهان کنونی به سبب ضعفی‌که به عوامل و دلایل زیادی عاید حال آن شده، در وضعیت بی‌ثباتی قرار دارد. می‌توان گفت که موقف بین‌المللی حتماً تغییرخواهد کرد؛ اما نیازمند زمان است. اگر دولتی آمد و قدرت‌اش را در برابر ضعف امریکا نمایان ساخت و یا اگر کدام پیمان سیاسی جدی در میان دولت‌های بزرگ به وقوع پیوست، در آن صورت دور شدن امریکا از جایگاه آن بی‌مورد نبوده و می‌توان گفت که موقف بین‌المللی تغییر یافته است.

نویسنده: دكتور فرج ممدوح

مترجم: علی مطمئن

ادامه مطلب...

من تو را به دنیا آوردم تا مسجدالاقصی را آزاد کنی!

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

وقتی‌که صلاح الدین ایوبی رحمه الله طفل خورد سال بود و در سرک با پسران بازی می‌کرد، پدرش او را دید و از میان بچه‌ها گرفت و با دستانش او را بلند کرد -پدرش مردی بلند قامت بود - و به او گفت: من با مادرت ازدواج نکردم و تو را به دنیا نیاوردم تا با پسران بازی کنی! مگر با مادرت ازدواج کردم و تو را به دنیا آوردم تا مسجدالاقصی را آزاد کنی! و او را از دست خود رها کرد و کودک روی زمین افتاد. پس پدر به کودک نگاه کرد و ألم و دردی  را در صورت او دید، به او گفت: افتیدن به زمین المناک‌ات نمود؟ صلاح الدین گفت: تو مرا المناک نمودی! پدرش به او گفت: چرا گریه نکردی؟ او به پدرش گفت: برای آزاد کننده مسجدالاقصی لازم نیست گریه کند.

این‌گونه مردان، مردانی را تربیت نمودند و رهبرانی را به وجود آوردند كه شخصیت‌شان با عقلیه و نفسیه اسلامی ارتقا نمود. این شخصیت اسلامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در اصحاب خود به جود آورد، آن را در خانه ارقم بن ابی الارقم بنا نمود و توسط وحی الهی از ما فوق آسمان‌های هفت‌گانه صیقل و آلایش داد.

﴿لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾ [فصلت: 42]

ترجمه: ‏هيچ گونه باطلي، از هيچ جهتي و نظري، متوجّه قرآن نمي‌گردد. قرآن فرو فرستاده يزدان است كه با حكمت و ستوده است.

مردانی را بیرون آورد که آنچه را که به الله سبحانه وتعالی متعهد شده اند، باور داشتند، تغییر نکردند و در کتله‌ای کار نمودند که از پیامبر و از اسلام به واسطه نفس و مال و اولاد به وجود آمد؛ کتله‌ای که به احکام اسلام عمل نموده و شریعت‌اش را تطبیق نمود؛ با درک این‌که هیچ راه نجات دیگری برای مسلمانان و بشر وجود ندارد.

بنابراین، در می‌یابیم که والدین علاقه زیادی به تربیت فرزندان خود در یک محیط سالم و شیردهی با عقیده اسلامی، محبتی به علوم اسلامی و به قرآن دارند. قرآن به محمد صلی الله علیه وسلم نازل نشده که تنها به آن عبادت شود، بلکه قرآن طریقه‌ای زندگی و قانون است که زندگی به آن آسان شده و عبارت از نظام عادل برای تمام مردم می‌باشد؛ نظامی‌که الله سبحانه وتعالی وحی نموده که عقل را قناعت داده و به روح انسانی اطمینان و رضایت می‌بخشد.

اما آنچه را که امروز می‌بینیم قلب را پاره کرده و اشک را از چشم‌ها جاری می‌نماید، اطفال و جوانان از عقیده اسلامی خود دور می‌شوند، پدران و مادران سخت دنبال لقمه نان برای خانواده خود اند؛ مگر کسی را که الله سبحانه وتعالی بر وی رحم نماید. بنابراین فرزندان خود را نادیده گرفتند و آن‌ها را به وحشیانی تحویل دادند که ذهن‌شان را بلعیده و آن‌ها را از هویت اسلامی‌شان دور نمودند. می‌بینید که فردی در میان آن‌ها چشم از تلفن هوشمند خود بلند نمی‌کند؛ در حالی‌که او از دره رذیله به وادی پستی سرگردان می‌شود که از عقیده ما جدا شده و فقط برای تخریب فرزندان مسلمانان و خشکاندن چشمه‌های فکری جوانان مسلمان و ارتباط او با ایمان خود استوار است. پس فرزندان امت به سرزمین پایبند شدند و فراموش کردند که از امت محمد صلی الله علیه وسلم هستند، فراموش کردند که از نوادگان فاتحان اند، فراموش کردند که با دین خود بر این سرزمین حکومت می‌کردند، فراموش کردند که آن‌ها صاحبان کلمه ای بودند که اعراب را به وسیله آن تسخیر می‌کردند و غیر عرب مدیون آن‌ها بودند. هیچ خدایی جز الله نیست، محمد رسول الله است.

﴿لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴾ [یوسف: 87]

ترجمه: از رحمت الله نااميد مشويد، چرا كه از رحمت الله جز كافران نااميد نمي‌گردند.

حمد و سپاس الله را که ما را برحزب التحریر منت گذاشت. از آنجای‌که توسط شیخ تقی الدین نبهانی رحمه الله علیه بنیان نهاده شد تا به امروز تحت رهبری عالم بزرگ عطاء بن خلیل ابوالرشته! جوانان و رهبری او بر خود شب و روز را یکی نموده و در میان امت کار می‌کنند و با آن بهترین ملت را باز می‌گردانند که مردم را تحت حکومت خلافت راشده ثانی برمنهاج نبوت، دولتی است که از اسلام محافظت کرده و برای مسلمانان در شرق و غرب زمین می‌جنگد. بنابراین هیچ کس جرئت نمی‌کند که به یک مسلمان بدی یا به او توهین کند، یا این‌که از آبروی  وی کاسته یا حرمت او را زیر پا بگذارد.

ما ان‌شاء الله بهترین جانشین برای بهترین پیشینیان خواهیم بود و به گوش‌های فرزندان مان تکرار خواهیم کرد که ما آن‌ها را برای بازی با گل یا تماشای تلویزیون به دنیا نه آوردیم؛ بلکه باید آن‌ها اقامه کننده دولت خلافت برمنهاج نبوت و آزاد کنندگان مسجدالاقصی از پلیدی یهود و فاتح روم به اجازه الله عزیز و توانا می‌باشند.

﴿قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً﴾ [اسراء: 51]

ترجمه: برای شان گوشزد نما که نزدیک است.

مترجم: احمد جبیر «نوری»

ادامه مطلب...

ای داعیان سکولاریزم اسلام کجاست که برای نابودی آن سعی دارید؟!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

منی آرکو مناوی رئیس حرکت ارتش تحریر سودان، پرده از کارهایش یکسو نموده و اظهار داشت که اساس برنامه­های حرکت وی بر مفکوره جدایی دین از دولت استوار بوده و این مفکوره با دین در تضاد نبوده و مفکوره‌ای نیست که آن را غلط خواند؛ به این دلیل که اگر کمی دقت نماییم درمی­یابیم که مساحت و دایره دین فراتر از دایره دولت بوده و در حقیقت دین برای تمام بشریت است آن­هم در محدوده برداشت انسان از دین. قبل از وی عبدالعزیز الحلو در گفتگویی با«سکای نیوز» هر نوع به کارگیری از دین را جهت اهداف سیاسی به شدیدترین الفاظ رد نمود. وی تاکید ورزید که راه‌حل فقط در گرو جدایی دین از دولت بوده و خاطر نشان ساخت که در خرطوم بعضی از نخبگان سیاسی در فعالیت­های سیاسی از دین سوء استفاده نموده اند و به گمان وی همین امر سبب درگرفتن جنگ­هاست. وی برای این گفته­اش به فتاوی که تشویق به خشونت می­نماید اشاره نموده و تاکید ورزید که مفکوره جدایی دین از دولت امر مطلوبی است تا که دولت در یک سطح واحد از سوی تمام ادیان و وابستگی­های قومی قرار داشته و موقف خود را حفظ کند.

بیاناتی هم‌چو بیانات قبیح فوق در حالی­ گفته می­شود که گویا اسلام امروز حاکم است؛ در حالی­که آن­ها به علم یقین می­دانند که از زمان فروپاشی دولت اسلامی خلافت تا به امروز هیچ حاکمیت اسلامی در سودان برپا نشده است و هم‌چنین آن­ها خوب می­دانند که اسلام امروز در صحنه دولت هیچ نقشی نداشته و بطور کلی از آن جداست و حکام سرزمین­های اسلامی در تطبیق جدایی دین از دولت برای راضی ساختن و اطاعت از باداران غربی خود نهایت سعی و تلاش می­ورزند، همان بادارانی‌که هم و غم شان نشر سکولاریزم در سرزمین­های اسلامی می­باشد؛ چون­ آن­ها خوب می­دانند که اگر اسلام بطور کامل و همه­جانبه در دولت تطبیق شود و به وسیله دعوت و جهاد در جهان حمل شود؛ بزودی زود با آن­ها در مرکز سرزمین شان به مبارزه خواهد پرداخت. اما متأسفانه که کفار در خریداری رهبران و حکامی که تا هنوز نظام­های غربی را تا دم مرگ برای بدست آوردن رضایت باداران شان تطبیق می­نمایند کامیاب گشته اند.

نظام کفری سکولاریزم بعد از سقوط خلافت توسط جنایت­کار عصر، مصطفی کمال اتاترک لعنت الله علیه تا بحال در سودان و تمام سرزمین­های اسلامی حاکم می­باشد. بعد از آن­که دولت خلافت سقوط داده شد و حکام مسلمانان سکولاریزم را برگزیده اند؛ امت مسلمه تا به امروز رفاهیت و آرامش را تجربه ننموده است. تمام دولت­هایی که متعاقباً در سودان قدرت را بدست گرفته اند نظام سکولاریزم را گردانندگی نموده و در تحت چتر آن انواع سختی­ها را به مردم چشاندند که مردم از هیچ یک از آنان راضی نیستند. بلی، نظامی را گردانندگی نموده اند که انسان­ها را به فقر کشانده است و ما تا به امروز در آتش آن می­سوزیم.

طبق یکی از منابع که تشکیل حکومات سودان را احصائیه‌گیری نموده است از زمان خروج کافر استعمارگر از سودان (تعداد حکوماتی که از زمان استقلال سودان تا سال 2013م روی کار آمده است به 53 حکومت می­رسد که یا جدیداً روی کار آمده اند و یا در حکومت تعدیلی صورت گرفته است) حتی یکی از آن­ها مطابق به اسلام حاکمیت ننموده است، که در نهایت تمام مردم علیه آن­ها شورش نموده که سر انجام یا بوسیله قیام مردمی و یا هم بوسیله کودتای نظامی سقوط داده شدند.

بشریت از این نهال سکولاریزم محصولی جز فاجعه­ها و بلاهای فراگیر اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی و.. برداشت ننموده است و آن­گاه که غرب دیموکراسی را بر اساس عقیده سکولاریزم و نظام اقتصادی سرمایه­داری آن برگزید، با پیشامد­های ناگوار و رسوا کننده آن در افتاد. در سطح انسانیت، جوامع غربی رنگ و صورت جنگل را به خود گرفتند که در آن قوی ضعیف را می­خورد، غنی فقیر را به بردگی می­گیرد و در اثر آن طبیعی­ست که در جوامع شاهد طبقات گوناگون آن هستی و می­بینی که انسان­ها در سطوح مختلف قرار دارند، مکاتب انواعی دارد و رستورانت­ها درجاتی متفاوت...الخ. در جوامع غربی فردی در اثر گرسنگی در روی سرک­ها و جاده­ها در حالی می­میرد که هیچ یک از افراد بدان توجهی ننموده و حتی از حالش پرسانی نمی­نمایند بر علاوه این؛ شخصی دیگری را می­یابی که بر حقوق دیگران تجاوز نموده و بر ابدان آنان می­تازد بدون این­که کسی را بیابی که وی را ملامت نموده و برایش حد و مرزی تعیین نماید.

اما از نظر اخلاقی، جوامع غربی تهی از اخلاقیات گردیده اند، که در آن­ها روسپی، تجارت فحشا و منکرات در رأس قرار دارند. مصلحت و منفعت مادی در تمام روابط جامعه حکمفرما بوده و اعمالی همچو دروغ، پیمان شکنی و فریب­کاری، منافقت و خیانت در راه بدست آوردن منفعت مادی اخلاق پسندیده و رایج بشمار می­رود و جوامع غربی در مقابل ارزش مادی طغیان­گر حاکم بر ارتباطات جامعه؛ تهی از ارزش­های انسانی، اخلاقی و معنوی می­باشد.

و اما از نظر اقتصادی، در نظام سرمایه­داری جامعه به دو طبقه تقسیم شده است؛ طبقه طفیلی حریص که بالای خون­های مردم زندگی می­کند و دیگر؛ طبقه فقیر که به خاطر بدست آوردن نان برای خود و فامیل خود با سخت­ترین مصیبت­ها دست و پنجه نرم می­نمایند، طوری­که 5 فیصد از جامعه مالک بیشتر از 90 فیصد ثروت آن هستند و در مقابل 95 فیصد از جامعه مالک 10 فیصد از ثروت آن نیستند. در اکثر جوامع ثروتمند و غنی می­بینی که کسانی در روی سرک­ها و جاده­ها زندگی نموده و تغذیه­ شان از مواد غذایی است که در زباله دان­ها می­یابند. لذا تظاهراتی را که در این اواخر در صدها شهر غربی بخاطر پایان بخشیدن به نظام سرمایه­داری راه اندازی شد و به اساسی­ترین اماکن آن مثل «وول استریت» ورود صورت گرفت چیزی نیست که ما  را شگفت انگیز نماید. و به خاطر منافع اقتصادی گروه حاکم، حرمت شکنی محرمات و ارتکاب ممنوعات حلال گردیده است. تجارت اسلحه، تجارت مواد مخدر، تجارت جنس، تجارت برده­داری، آلودگی محیط زیست، قماربازی با اموال مردم و محدویت دخل پولی که بنام بازار پول و بورص یاد می­گردد از چیزهای است که در رأس جوامع غربی قرار دارند.

اما از نظر سیاسی، سیاست جز دروغ چیزی بیش نیست؛ نزد غرب یک قاعده کلی به شمار رفته و همین قاعده دلیل بر آن است که سیاست به شکل واقعی و حقیقی آن در جوامع غربی وجود نداشته؛ دروغ گفتن به مردم و فریب دادن آنان، اشغال و استعمار سرزمین­های ضعیف، مکیدن خون­های مردم، سرقت اموال آنان و مصادره سرزمین­ها همه و همه ارزش­های است که به خاطر منافع دولت­های بزرگ جهان و منافع مادی انجام می­پذیرد.

این بود تصویر زندگی در تحت چتر نظام سرمایه­داری و نظام اقتصادی آن! حکام امروزی و انسان­های سرکشی هم‌چو آرکومناوی و عبدالعزیز الحلو در فکر انسان­های سرزمین سودان و سرزمین­های دیگر و مصلحت آنان نبوده، بلکه تنها هم وغم شان این­ست که بیاناتی هم‌چو بیانات متذکره فوق نزد باداران شان برای شان شفیع گردد تا بدین­وسیله بتوانند رضایت شان را کسب نمایند و لو به قیمت خشم الله سبحانه وتعالی تمام شود.

بشریت به آرامش و رفاهیت دست نیافته و نخواهد یافت، مگر در تحت سایه نظام ربانی که مصدر آن وحی الهی باشد، نظام آن نظام خلافت که چون تطبیق گردد؛ خلیفه آن فقیری را نخواهد یافت که مستحق زکات گردد، دیون رعیت را پرداخت نموده و هرکس که اراده ازدواج داشته باشد، زمینه آن­ را میسر ساخته و به اهل ذمه بذل و بخشش خواهد نمود و آنقدر مال افزون گردد که این مقوله مشهور را بر زبان خواهد آورد که «گندم بخرید و بر سر کوه بریزید تا که پرندگان بخورند، مبادا گفته شود که در سرزمین­های اسلامی پرنده­ای گرسنه است».

نویسنده: استاد عبدالخالق عبدون علی

عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر در ولایت سودان»

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...

حکام مزدور، منبع شر و مصیبت؛ در نشست "العلا" جمع می‌شوند

(ترجمه)

خبر

مقامات و سران هیئت‌های حاضر در چهل و یکمین نشست شورای همکاری خلیج فارس، قطعنامه پایانی را امضا کردند. گفتنی است، این بیانیه با حضور شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیرقطر، در شهر العلا واقع در عربستان سعودی به امضا رسید.

محمد بن سلمان ولیعهد سعودی که در رأس اين نشت قرار داشت، در ابتدای سخنرانی گفت: رهبران دولت‌های خلیج اعلامیه "همبستگی و ثبات" را به امضا می رسانند. هم‌چنان محمد بن سلمان از تلاش‌های کویت و امریکا در راستای آشتی با قطر، سپاسگذاری و قدردانی کرد و تاکید نمود که تقویت شورای همکاری خلیج فارس یک نیازمبرم است.

تبصره

از قطع روابط بین سعودی و قطر سه سال می‌گذرد. در خلال این سه سال عربستان سعودی تحریم‌های هوایی، زمینی، و بحری را بالای دولت قطر وضع نمود؛ اما امروز سعودی زیرنام "نشست العلاء" میزبان امیر قطر شده و تصمیم آشتی با قطر را گرفت.

ما یک روز هم جنایت حکام مزدور را درحق ملت‌شان و امت اسلامی قابل قبول نمی‌دانیم. قطع روابط میان هردو دولت بین مردم جدایی افگنده و باعث بدتر شدن اوضاع شده، امت اسلامی در هر جایی‌که زندگی می‌کنند از تفرقه و هم پاشیده‌گی که در بین امت جود دارد، رنج می‌برند، از زمانی‌که امت اسلامی به دولت‌های کارتونی تقسیم شد و میان شان مرزهای مصنوعی ساخته شد، فریادهای جاهلیت و تخم ملیت‌گرایی گندیده میان شان کاشته شد تا مسلمانان در سرزمین و محل خودشان بیگانه  گشتند. این زمانی بود که سرزمین‌های شان به کشورهای کوچک تبدیل شده و بین امت مرزها ترسیم شد و در کشورهای شان قانون‌های کفری و استعمار غرب تدوین گردید.

واقعیت اینست که حکام مزدور و امثال این حکام که دراین اجلاس‌ها اشتراک می‌ورزند، همه به فرمان امریکا و دولت‌های دیگر غربی که این حکام به آن‌ها وفادار اند، صورت می‌گیرد. تا زمانی‌که رهبری قصرسفید تغیر موقف ندهد در موقف این حکام تغییری نمی‌آید. این حکام نه مطایق خواسته‌های مردم عمل می‌کنند و نه مطابق خواسته‌های دین مقدس اسلام. حقیقت امر اینست که خواسته‌های باداران‌شان و منافع آن‌ها اساس دشمنی و صلح این حکام قرار گرفته و مطابق به خواست و اراده باداران خود عمل می‌کنند. اگربادارشان خواستند که نشست دایرشود، با هم می‌نشینند؛ اگر خواستند که  از هم جدا شوند، نظر به خواست آن‌ها اجراآت می‌کنند.

این سازمان‌ها که در اوج انحطاط خود نشست دایرنموده اند، نمی‌توانند از خود محافظت کنند، حتی از امنیت شخصی برخودار نیستند؛ پس چه برسد که بالای دیگردولت‌ها اعلان جنگ نمایند. این کشورها فقط به مناطق تحت الحمایه غربی تبدیل شده اند.

امت اسلامی هرگزبالای این نشست‌ها و امثال آن نباید اعتماد کنند، زیرا این نشست‌ها فقط مدتی زخم‌ها را بی‌حس نموده و دردها را تسکین می‌دهد، سپس زخم را گندیده و گسترده می‌سازد، زیرا این نشست‌ها قضایای سرنوشت‌ساز و مشکلات حیاتی امت را معالجه نمی‌کنند، بالای امت اسلامی لازم است که همین اکنون برای متحد ساختن مردم و تاسیس دولت اسلامی دست به کارشوند، زیرا این دولت می‌تواند در مورد قضایای سرنوشت‌ساز امت تصمیم زندگی و مرگ را بگیرد و تخم شقاق و نقاق را که حکام جاهل بین امت کشت نموده اند، دورسازد و یگانه راه خلاصی از این معضله اقامه خلافت راشده برمنهج نبوت می‌باشد.

نوسنده: عبد المؤمن الزيلعي

مترجم:محمدفاتح

ادامه مطلب...

کانگریس امریکا مانع خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آلمان می‌شود

(ترجمه)

به روز جمعه وتوی رئیس جمهور امریکا دونالد ترامپ مبنی بر تصویب قانون دفاع امسال از حد لازم تجاوز نمود. طبق قانون اساسی امریکا رئیس جمهور حق دارد لایحه‌ای را که اکثریت نماینده‌گان مجلس تصویب می‌کنند، نقض کند و کانگریس می‌تواند در صورت بدست آوردن دو سوم آراء وتو را به نفع خود نادیده بگیرد. امسال کانگریس امریکا قانونی را تصویب کرد که مانع تلاش ترامپ برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آلمان می‌شود. ترامپ مبارزات انتحاباتی خود را به همین وعده آغاز کرد‍‍‍‍‍ می‌خواهد به وعده اش وفا کند.

هدف اصلی از ایجاد سازمان غربی (کنترول و توازن) گسترش موسسه متشکل از سیاستمداران و مسئولینی است که مانع  تصرفات رئیس جمهور بر وفق فرضیه‌های دل خواهش می‌شود. این نهاد ناگزیر است از منافع سرمایه‌داران بزرگ دفاع کند تا نظام دموکراتیک غربی در زیر سلطه نظام الگارشی سرمایه‌داری پنهان بماند. از سوی دیگر طوری وانمود می‌شود که تصامیم ریاست جمهوری بر اساس خواسته های مردم می‌باشد. غرب با صراحت درباره حقایقی صحبت می‌کند که هیچ نوع مشروعیت واقعی ندارد؛ اما باور داشتن به این حقایق لازمی است؛ زیرا باور به این حقایق از مزایای خاصی بر خوردار است. بدون تردید افکار اشتباه در مورد دموکراسی و آزادی در نهاد این گروه ریشه دارد.

 

ادامه مطلب...

هیچ چیزی حکومت حسینه را از خدمت به دولت هندو و خیانت به مسلمانان بازنمی‌دارد!

(ترجمه)

چند روز بعد از آن‌که شیخ حسینه توافق‌نامه‌های متعددی را به تاریخ ۱۷ دسمبر با هند به امضاء رساند و آن را "دوست واقعی" بنگله‌دیش توصیف کرد؛ دو شهروند غیرمسلحه بنگله‌دیشی به‌شمول یک زن توسط محافظین مزدور دولت هندو به قتل رسیدند. تنها در همین ماه، بنگله‌دیش بلندترین آمار کشتار توسط نیروهای امنیت مرزی (BSF) هند را به ثبت رسانده‌است؛ درست در زمانی‌که رؤسای کل نیروهای سرحدی هردو کشور به تاریخ ۲۲ دسمبر در یک کنفرانس پنج روزه به‌منظور متوقف کردن کشتار بیش‌تر توسط بی‌اس‌اف (نیروهای امنیت مرزی) در سرحد بین دو کشور اشتراک کردند. حتی این "دوست واقعی" حسینه هفتۀ گذشته چندین ساعت قبل از این‌که حسینه هفت توافق‌نامه را به همراه‌اش به امضا برساند، یکی از شهروندان ملکی بنگله‌دیشی را در سرحد لعل‌منرات به قتل رساند. هنگامی‌که در جریان یک نشست مطبوعاتی مختصر مربوط به مراسم این توافق از عبدالمؤمن، وزیر خارجۀ بی‌شرم بنگله‌دیش در مورد کشتارهای مرزی پرسیده شد؛ وی به گونه‌یی به دفاع از هند برخواست و مردم بنگله‌دیش را به باد انتقاد قرار گرفت. وی من‌حیث سخنگوی هند به رسانه‌های خبری گفت که بی‌اس‌اف در اثر شلیک تاجران مسلح مجرم بنگله‌دیشی در قلمرو هند دست به کشتار زده‌است‌. این جای بس افسوس است که ما زیر سلطه خائنینی زنده‌گی می‌کنیم که به مانند دشمنان‌مان با ما سخن می‌گویند! (منبع: قتل زن بنگله‌دیشی در هنگام مهاجرت غیرقانونی توسط بی‌اس‌اف، هندو، ۲۲ دسمبر/دسامبر ۲۰۲۰ م)

 واضح است که حکومت حسینه هیچ اهمیتی به جان مردم قائل نیست، ازین‌روست که چنین موقف‌های خائنانه‌ای را علیه هند و تجاوز و کشتارهای سرحدی‌اش مشاهده می‌کنیم. لیکن این حکومت برای باقی ماندن در جایگاه تطبیق برنامه‌های منطقوی استعمارگران کافر، حاکمیت و منابع استراتیژیک بنگله‌دیش را تحت عنوان میثاق‌ها و معاهدات دوجانبه پی‌درپی به هند تسلیم کرده‌است. اکنون هند به‌وسیلۀ این معاهدات کشنده به تمام بخش‌های راه‌بردی و ظرفیتی‌مان، مانند بنادر، نیرو و دفاع دست‌رسی حاصل کرده‌است. برعلاوه هیچ نشانی از رشد اقتصادی حاصل از توافقات پیشین بنلگه‌دیش با هند نیز به‌چشم نمی‌خورد. حال‌آن‌که کسری تجارت دوجانبه به‌همراه هند طی سال مالی ۲۰۱۹ م به ۷.۳۵ میلیارد دالر رسید و رشد ثابت داشته‌است.

با این وجود، حسینه و مودی در هنگام افتتاح مشترک خط ریل چیلهاتی – هالدیباری میان هند و بنلگه‌دیش گفتند که این شبکه برای رشد تجارت منطقوی و انکشاف منطقه مؤثر خواهد بود. در واقع، این توافق‌نامه‌های دوجانبه هیچ کمکی نخواهد کرد مگر برای منافع اقتصادی و جئوپولیتیک هند، و حکومت حسینه فقط دست دشمن قسم‌خوردۀمان هند را بازتر می‌کند. باوجود افزایش کشتارهای سرحدی از طرف هند، دیگر خیانت حکام‌مان توسط این معاملات و معاهدات هیچ قید و بندی را نمی‌شناسد. همچنین، درحالی‌که هند هر بار قبل از امضای هر توافق‌نامه‌ای با وعده‌های دروغین‌اش درخصوص معاملۀ تقسیم آب رود تیستا با معیشت مردم بنگله‌دیش بازی می‌کند، ولی باز هم حکومت خائن حسینه به هند اجازه داده‌است تا از ۱.۸۲ فوت مکعب بر ثانیه آب رود فنی (Feni) برای خود بهره گیرد! درحالی‌که قبل از این نشست مجازی، وقتی از وزیر خارجه بزدل عبدالمؤمن در مورد وعده‌های توخالی هند در خصوص معاهدۀ معطل‌شدۀ تیستا وضاحت خواسته شد، وی با بی‌شرمی به مطبوعات گفت که حکومت‌شان نمی‌خواهد هند را بار بار با مطرح کردن عین قضیه خجالت‌زده کند!

ای مسلمانان! کفار استعمارگر همۀ این رژیم‌های سکولار، شامل حکومت حسینه، را برای پاسداری از منافع و پیش‌برد برنامه‌های جئوپولیتیک خودشان بر ما تحمیل کرده‌اند. مسلماً این حکام سکولار نیز از قدرت بی‌پایان‌شان برای مداخله در امور مردم زیر چتر این نظام سکولار بی‌خدا لذت می‌برند. آنان نه به خشم الله سبحانه و تعالی و نه به انسانیت اعتنا دارند؛ بل تنها راه منافع مادی ناچیزشان را به قیمت حاکمیت‌مان دنبال می‌کنند. حتما تا الآن دیده‌اید که چگونه باداران استعمارگرشان آنان را وقتی ناکارآمد شدند به زباله‌دان انداختند. ولی آنان این نظام شیطانی سکولار را زنده نگه داشته‌اند تا حکام خائن دیگری از جنس خودشان بسازند که به‌خاطر منافع خود، امت را در منجلاب بدبختی نگه می‌دارند. رسول الله صلی الله علیه و سلم دربارۀ این رهبران خائن فرمودند:

«مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْتَرْعِيهِ اللَّهُ رَعِيَّةً يَمُوتُ يَوْمَ يَمُوتُ وَهُوَ غَاشٌّ لِرَعِيَّتِهِ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» [مسلم]

ترجمه: اگر الله (سبحانه و تعالی) شخصی را بر مردمی حاکم کند و او درحالی بمیرد که هنوز به مردم‌اش خیانت می‌کند، الله (الله سبحانه و تعالی) ورودش را به بهشت حرام خواهد کرد.

مسلمانان گرامی! رسول الله صلی الله علیه و سلم برای‌مان مژدۀ بازگشت خلافت راشده‌ای را دادند که نه‌تنها از امور مردم به بهترین شکل مراقبت خواهد کرد، بل همچنین با استفاده از منابع استراتیژیک و طبیعی‌مان دست بالا را در برابر دشمن متحارب‌مان خواهد داشت. بناءً شما وظیفه‌ای بزرگ و روشن دارید تا برای ریشه‌کن کردن این نظام سکولار فاسد و حکام نامشروع‌اش به مبارزۀ سیاسی حزب‌التحریر بپیوندید و خلافت راشده را به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم برگردانید، چنان‌چه او صلی الله علیه و سلم وعده دادند:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» [مسند احمد]

ترجمه: سپس خلافت به‌طریقۀ نبوت بازخواهد گشت.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

دموکراسی؛ سقوط کاخ کنگرۀ آمریکا!

  • نشر شده در امریکا

آن‌چه را که امروز جهان مشاهده نمود در واقع یک سقوط بنیادی رهبری و یک نظام شکست خورده‌ای بود که به‌ عوض مراقبت از امور مردم، بیشتر برای نفع سیاسی(خودش) می‌پرداخت. این حادثه شکست‌های نهادی نظام امریکا را در تمامی سطوح برملا نمود:

  • نهادینه شدن نژادپرستی؛

  • نهادینه شدن بیگانه‌ستیزی؛

  • نهادینه شدن نابرابری ثروت؛

  • نهادینه شدن منافع شرکت‌های بزرگ؛

  • نهادینه شدن عدم دسترسی برای خدمات صحی/بهداشتی.

ما باید درک کنیم که ترامپ در واقع "چهره حقیقی" امریکاست و یک انحراف یافته نیست. ترامپ پیامد نظام فاسد دموکراسی‌ آمریکایی، سکولاریسم و سرمایه‌داری است که متداوماً عدالت را انکار و زیر پای نموده و از مسوولیت‌های مهم هم‌چو رسیده‌گی بر امور مردم‌اش کوتاهی می‌نماید.

دهه‌های بی‌تفاوتی سیاسی به بی‌اعتمادی نسبت به نظام و سقوط یک جامعه متفرق، تبدیل شده است. آمریکا یک ملت متفرق در میان خطوط سیاسی، اقتصادی، نژادی و فرهنگی است و روز به روز از درزگاهش ضعیف‌ و پاره شده می‌رود.

دموکراسی آمریکایی در نظر مردمش و جهان تخریب و بدنام شده است. آمریکا به یک "جمهوری کیله‌فروش می‌ماند و در ساختار تشبه آن‌چه در مناطق مختلف جهان ایجاد کرده، است؛ طوری‌که آنان می‌گویند: «مرغ‌ها به خانه آمده اند تا پیامد بد بیاورند.»

اکنون وقت مناسب برای جهان‌ست تا نظام بدیل را بپذیرد. فلهذا، اسلام این بدیل را پیشنهاد می‌کند. بناءً تمدن اسلامی که توسط دولت خلافت تطبیق شد، رکورد محکم و ثابتی  در متحد ساختن مردم از جمعیت کثیر نژادها و قومیت‌ها، ارتقای مردم از فقر، عزت بخشیدن برای آن‌ها، خدمات صحی/بهداشتی، صلح، امنیت و عدالت ثبت کرد. میلیاردها انسان در سراسر جهان نیازمند نظامی هستند که منشه‌ آن نظامی الهی است تا از امور شان مراقب نماید. الله سبحانه وتعالی در سوره الفتح می‌فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً﴾ [فتح: 28]

ترجمه: الله است که پیامبر خود را همراه با رهنمون و دین راستین (اسلام به سوی جملگی مردمان) روانه کرده است تا آن را بر همه‌ی آئین‌ها پیروز گرداند. کافی است که الله گواه (این چنین سخن و مسأله‌ای) باشد.

حزب التحریر-امریکا

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

کمپاین هند مبنی بر "جهاد را دوست بدارید" در واقع فشار بالای زنان هندیی است که می‌خواهند به اسلام رو بیاورند!

(ترجمه)

به تاریخ 17هم ماه دسمبر 2020م، شبکه مشهور خبری "The Wire" در ارتباط با عقده و تنگ‌نظری حکومت فعلی هندو، مفکورۀ "جهاد را دوست بدارید" را چنین گزارش داد که مردان مسلمان، زنان هندو را مجبور می‌دهند تا به اسلام رو بیاورند. این بیانات در مقاله چنین نقل و قول گردیده است: «ماه گذشته حکومت اوتر پرادیش فرمان منع و غیر قانونی تغییر عقیده را اعلام نمود تا مفکوره "جهاد را دوست بدارید" را بدنام نماید.» در واقع این ادعای بی‌اساس و بی‌معنیِ است که مردان مسلمان دسیسۀ ای را طرح نموده اند تا زنان هندی باید اسلام را قبول نمایند. تحت شرایط این قانون، هر ازدواج باطل می‌گردد اگر یک زن تنها به خاطر ازدواج عقیده‌اش را تغییر ‌دهد. کسانی‌که آرزوی تغییر دین و یا عقیده خویش را بعد از ازدواج دارند باید یک ماه قبل به داد‌گاه محلی درخواست نماید.

انجوی صلح و عدالت برای شهروندان "CJP" دعوی مصلحت عامه را در داد‌گاه عالی ضبط نموده اند که اعتبار قوانین‌اساسی را به چالش می‌کشاند و قسمی به نظر می‌رسد که با بند 21 قانون‌اساسی هند در تضاد باشد؛ زیرا "آزادی‌فردی را صلب می‌نماید" تا عقیده و شریک زنده‌گی را آزادانه بدون مداخله حکومت انتخاب نماییم. اخیراً دست‌گیر نمودن خانم حامله هندی و شوهر مسلمان‌اش باعث بی‌حرمتی آن‌ها گردید؛ زیرا توقیف آن‌ها و تزریق ادویه‌های نامعلوم باعث سقط جنین آن زن شد. بعداً آن زن بدون کدام مراقبت پزشکی و گفتن این‌که چی نوع دوا به وی تزریق شده است، رها گردید؛ ولی شوهر و برادر شوهر‌ش در زندان باقی ماندند.

درین اواخر زنان هندیی که شامل طبقات مختلف اقوام مردم هند اند، دچار قتل‌های مرموز و عواقب ناگوار می‌گردند. فعال حقوق بشر مانند وکیل جاینا کوثاری گفته است که قوانین‌فعلی که توسط بنیاد‌گرا‌های هندو، حزب "BJP" را حمایت می‌کند، در پشت پرده از طبقات مختلف مردم هند پشتبانی می‌نماید. سوء استفاده از اسلام من‌حیث ابزار سیاسی به منظور جمع‌آوری رای عامه چیزی جدیدی در بازی‌قدرت سیاست‌جهانی نیست. در نظام‌های لیبرال دموکراسی سو استفاده از اصطلاح "حقوق زنان" برای بدست آوردن اهداف خود حقیقت واضحِ است که در واقع به حقوق زنان هیچ کمکی نمی‌کند. مجبور ساختن زنان مسلمان برای پوشیدن لباس‌های برهنه و ممنوع کردن حجاب و نقاب زنان، یکی از مشهور‌ترین مثال‌ها در کشور‌های فرانسه، تونس و میان ملت‌های دیگر است.

در حالی‌که این کشور‌ها همیشه از حقوق زنانِ دفاع می‌کنند که با جدید‌ترین لباس‌های برهنه و برند مشهور سیکولری ملبس شده باشند. این نظریه که اسلام با محدود نمودن زنده‌گی اجتماعی بالای زنان ظلم می‌نماید، در شبکه‌های خبری مورد حمله قرار گرفته و گروه‌های اسلامی و دولت آن نیز مورد اهانت قرار گرفت. در همین حال زنان مسلمان از رفتن به مکتب، کار و حتی از رفتن به شفاخانه در بسیاری از ملت‌های دموکراتیک در حالی که حجاب داشته باشند، منع شده اند.

حالا زمان آن فرا رسیده تا مسلمان جهان این نوع الگو‌های متضاد قدیمی را شناسایی نمایند و بدانند که هیچ راه گریز از وعده‌های دروغین نظام‌های لیبرال سیکولر به نام "دموکراسی مناسب" وجود ندارد. چیزی را که جهان شاهد آن است، چهره واقعی تمام ارزش‌های آزادی‌ست که به بشریت هدیه داده است. مسلمانان باید مانند چراغ امید‌بخش و روشنی‌بخش برای بشر با نشان دادن نظام درست زنده گی که راه حل واقعی برای زنان و ملت‌ها را فراهم می سازد، باشند. الله سبحانه و‌تعالی تمام زنان را با این حقیقت که آن را به بهترین شکل خالق کاینات آفریده است، عزت و افتخار بخشیده است.

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾ [نحل:97[

ترجمه: هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی‌که مؤمن است او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آن‌ها را به بهترین اعمالی‌که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

تاریخ دولت خلافت هیچ‌گاهی آلوده با امراض اخلاقی و مذهبی که منجر به انهدام بشر و اذیت آن‌ها گردد نشده است؛ هم‌چنان نیاز به نهادِ نبود که شعار مضحکانۀ دفاع از حقوق‌بشر را سر دهد؛ زیرا قوانین الله سبحانه و‌تعالی به شکل کامل و عادلانۀ آن بدون فاسد نمودن فطرت بشر تطبیق می‌گردید.

ما از الله سبحانه و‌تعالی می‌خواهیم تا ما را به حاکمیت دوبارۀ این نظام‌عادل برگرداند تا این که زنان مسلمان جهان معنی واقعی آزادی از ظلم را ببینند.

بخش زنان دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه